رمانی درباره حضور اجباری امام هادی(ع) در سامرا منتشر شد

 هادی درباره امام هادی(ع)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، ادبیات داستانی در سال‌های اخیر سهم به سزایی در اقبال عمومی به سوی تاریخ اسلام داشته است. با وجود کثرت آثار تاریخی مقاطعی از تاریخ دست نخورده و بکر مانده است و توجه نویسندگان غالباً به زمان‌هایی است که منابع بیش‌تری برای پرداخت دارند. یکی از مقاطع حساس در تاریخ زندگانی ائمه(ع) سرآغاز دوره دوم خلافت عباسیان است که با خلافت متوکل آغاز می‌شود.

محمدرضا هوری در اولین تجربه نویسندگی خود به سراغ این زمانه کمتر شناخته شده برای مخاطب رفته است. پرداخت کم به زمانه امامین عسکریین(ع) و شرایط و محیط مبارزه این دو امام همام و وضعیت فرهنگی اجتماعی و مناسبات آن دوره اسلامی بیش از پیش خواندن این کتاب را جذاب می‌کند.

رمان «هادی» راوی برهه ۱۵ ساله حضور اجباری امام هادی(ع) در پایتخت اسلامی، سامرا در زمان خلافت متوکل علی الله است. معطوف شدن حواس‌ها به امام باعث می‌شود تا دربار از آنچه که در قصر می‌گذرد بی‌خبر باشند.

منتصر ولیعهد جوان خلیفه که شخصیت اصلی داستان است در چند جبهه مختلف وارد مبارزه می‌شود. وی که جوانی نیرومند و سرآمد اهالی قصر در رزم آوری است، مخالف مماشات با علویان است. غرور و نخوت او باعث می‌شود تا نتواند دشمن اصلی پدرش و خلافت را نزدیک‌تر از همیشه به خودشان ببیند. از بین بردن امام افتخاری است که او می‌خواهد به تنهایی نصیب خویش کند.

مبارزه دیگر او رقابت با برادرش است تا خود را به پدر و بزرگان بنی‌عباس ثابت کرده و تخت خلافت را از آن خود کند. اما در کوران حوادث علاقه او نسبت به کنیز مخصوص خلیفه ، او را در دوراهی بین عشق و قدرت قرار می‌دهد و ....


این رمان در ۲۸۸ صفحه و با قیمت ۴۸ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...