دفتر اول کتاب «عاشقانه‌ها»؛ با عنوان کامل «عاشقانه‌هایی از شهدای انقلاب و دفاع مقدس» که به کوشش پژمان عرب، گردآوری و تدوین شده است، توسط انتشارات «راه یار» منتشر و روانه بازار نشر شد.

عاشقانه‌هایی از شهدای انقلاب و دفاع مقدس» که به کوشش پژمان عرب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دفتر اول «عاشقانه‌ها»؛ برش‌هایی از وصیت‏نامه‌ها و نامه‌های شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس خطاب به همسران و فرزندانشان است. در مقدمه کوتاه کتاب، این چنین آمده است: «عاشقانه‌های ساده اما زلال، از جان‌های سرشار و سرمست از عشق و محبت به همسر ا نشان، این هم‌پایان ابدی و فرزندان ثمره جان‌هایشان سرچشمه می‌گیرد. کلمات و جملاتی پُرشکوه و پُرطراوت، دلنشین، عزتمندانه و هستی‌بخش که راه و رسم زندگی را با همین اندک نوشتن‌ها به ودیعه گذاشته‌اند.

در اندک مجالی که داشتند عاشقانه‌هایی نگاشتند ولی کیست که نداند هزاران هزار جمله عاشقانه در سینه‌ها ماند و جدی جدی وعده دادند که در آن بَزم ابدی منتظرتانیم برای جبران.

این مجموعه ماحصل خوانش هزاران وصیت‏نامه و نامه شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است. به طورِ دقیق‌تر، قریب به ده‌ها برابر حجم این کتاب، وصیت‌نامه شهدا مطالعه شد تا چنین مجموعه‌ای فراهم آمد. قطعاً هنوز تا چند جلد دیگر، با همین زاویه نگاه، از وصیت‌نامه و نامه‌های شهدا می‌توان برگزید؛ خصوصاً نامه‌های منتشر نشده‌ای که خانواده‌های مُعزز شهدا می‌توانند برای چاپ‌های بعدی کتاب، ما را یاری کنند. امید است این متن‌های ساده و بی‌واسطه، زندگی‌ساز شوند و به کمک آیند تا نگاه تازه‌ای به تجربه زیستی شهدایمان داشته باشیم.»

دفتر اول کتاب «عاشقانه‌ها» در ۲۲۴ صفحه، تیراژ ۱۵۰۰ نسخه و با قیمت ۲۵ هزار تومان توسط انتشارات «راه‌یار» منتشر شده است.

دفتر دوم «عاشقانه‌ها» نیز با عنوان کامل عاشقانه‌هایی از شهدای مدافع حرم، پیشتر توسط همین انتشارات روانه بازار نشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...