نکوهش دینداری کج‌اندیشانه | سازندگی


اولیویه روآ اسلام شناس مشهور فرانسوی است که با تعصبات دینی مبارزه می‌کند. نظرات وی در این زمینه در کتابی با نام «جهل مقدس» [Holy ignorance : when religion and culture part ways] آمده است. او معتقد است اسلام رادیکال ربطی به دین و شعائر دینی ندارد و جهادی‌های تکفیری الزاما مذهبی نیستند و انتخاب مذهبی آنها یک گرایش ابزاری برای شورش است. با نگاهی به سخن بزرگان در می‌یابیم که جهل، بسیار مورد نکوهش قرار گرفته است. جهادی از سوی عالمان صورت گرفته تا بشریت را از جهل برهاند. در این جهاد فرهنگی،‌ اندیشمندانی چون سید مصطفی محقق داماد به دستاوردهای تحسین برانگیزی دست یافته‌اند. وی در طریق روشنگری دینی در کتاب «فاجعه جهل مقدس» و «در دادگاه جهل مقدس» را عرضه کرده است.

سید مصطفی محقق داماد فاجعه جهل مقدس

کتاب «فاجعه جهل مقدس» مجموعه گفتارهایی است که به گونه نوشتار در آمده‌اند. نخستین نوشتار بر پایه دو برداشت از معارف اسلامی است. برداشت نخست این است که سیاست اسلامی عین اخلاق است و برداشت دیگر، اسلام قدرت محور است. این گروه رسالت را چیزی جز ابعاد سیاسی و مدیریت نمی‌دانستند و تلاش کردند به هر نحو قدرت را در دست گیرند و برای حفظ قدرت حتی اگر عملی غیراخلاقی هم لازم بود مرتکب می‌شدند. همین قرائت قدرت‌اندیشانه از دین علت روی دادن فاجعه کربلا بوده است.

دومین نوشتار، حاوی سخنرانی ایرادشده در شب عاشورای سال ۱۳۸۶ است. این قسمت خطر دین دار کج‌اندیش (که از بی دین مطلق بیشتر است) را گوشزد می‌کند. عوامل کج‌اندیشی دینی را توضیح می‌دهد. از میان وقایع تاریخی نمونه‌هایی از کج‌اندیشی دینی و عواقب آن را شرح می‌دهد. سخنرانی شب یازدهم محرم سال ۱۳۸۹ در خصوص «نهادهای حقوقی مورد سوء استفاده در شکل گیری فاجعه کربلا» را در نوشتار سوم می‌بینیم. از مطالعه تطبیقی میان آنچه در کربلا روی داد با وقایع مشابه آن قبل از اسلام، نگارنده به سه نهاد حقوقی اشاره می‌کند و معتقد است که آنها قبلا به هیچ وجه سابقه‌ای نداشته و سوء استفاده از آنها نقش مؤثری در رخداد کربلا داشت. بر اساس همین نهادها بود که مفاهیم حقوقی دیگر مطرح شد، که در فاجعه عاشورا افراد از این مفاهیم سوء استفاده کرده و مرتکب جنایت‌های بسیار شدند.

نوشتار چهارم به بررسی مسئله «نهادهای کلامی مورد سوء استفاده در فاجعه عاشورا» می‌پردازد. از دو نهاد فکری سخن به میان می‌آید. سیدمصطفی محقق در این سخن به سوژه‌هایی در تاریخ اشاره می‌کند که ابزار دست قدرت‌های فاسد شده‌اند. سوء استفادهایی از تفکرات اشاعره و نظریه عرفان اسلامی در جهت مقاصد شوم ستمگران صورت گرفته که در این قسمت به آنها اشاره شده است. «فاجعه جهل مقدس» عنوانی است که در نوشتار پنجم موردنظر نویسنده قرار می‌گیرد. وی جهل و انواع آن را شرح می‌دهد. سپس بحث در مسیر جهل قدسی قرار می‌گیرد. به آیاتی از قرآن که در مورد جهل مقدس است، اشاره می‌شود. این آفت اجتماعی اثرات مخربی دارد که در معارف اسلامی بیان شده است. در این فصل چند نمونه از فجایع صورت گرفته از جهل مقدس ذکر گردیده است.

در نوشتار ششم به موضوع «شست‌و‌شوی مغزی (استخفاف) و فرار از آن» بر می‌خوریم. سید مصطفی محقق داماد با بهره گیری از آیات قرآن نشان می‌دهد که ترویج جهل توسط قدرت نامشروع طاغوت با نقاب دین صورت می‌گیرد. شست وشوی مغزی با ارائه تعاریف و نمونه‌هایی شرح داده می‌شود. دو واژه مرتبط با شست و شوی مغزی یعنی استخفاف و استضعاف را ذکر کرده و در این بخش به توضیح استخفاف و راه فرار از آن می‌پردازد. «فرار از استضعاف» مقوله‌ای است که خواننده در نوشتار هفتم نظاره گر آن است. نخست با تفسیر آیاتی از قرآن به شرح در باب استضعاف پرداخته سپس راه نجات از آن اشاره می‌شود.

رابطه اخلاق و دین در نوشتاری تحت عنوان «اخلاق ماتقدم بر دین» مورد مداقه قرار می‌گیرد. در این راستا دو مفهوم اخلاق فرادینی و پیشادینی توضیح داده می‌شود. سیدمصطفی محقق داماد معتقد است که شرط لازم برای بهره گیری از معارف دینی، واجد بودن اخلاقی است که آن را اخلاق پیشادینی می‌نامد. دلایل نقلی، کلامی و تاریخی بر این امر اقامه می‌کند. سیدمصطفی محقق داماد به مناسبت روز معلم به ایراد سخنرانی حول محور «جهل و فقر، همزادان شوم» پرداخته است که نوشتار نهم به آن اختصاص دارد. او با ذکر آیات و احادیث نتیجه می‌گیرد که اگر در جامعه‌ای جهل ریشه کن شود، هرگز فقر جایی ندارد. در این اثناء از جهل مردم در گذشته نمونه‌هایی بیان می‌کند.

«عناصر اصلی امنیت قضایی» مبحثی است که در نوشتار دهم شرح داده می‌شود. از مسائل مطرح شده در این قسمت می‌توان مواردی را نام برد: دادرسی عادلانه با بهره گیری از قرآن، احادیث و قوانین، تأکید بر پایبندی به قانون به همراه ذکر مثال، توضیح مسئله اهمیت استقلال قضایی، پاسخگو بودن دستگاه قضایی، قبول خطاپذیری در آراء. در نوشتار یازدهم با عنوان: «احیای سنت قم، اجتهاد و اعتدال» مؤلف به شرح یکی از ارکان تجدد فکری در جوامع اسلامی که اعتراف به ضرورت استمرار اجتهاد است، روی می‌آورد. نگاهی تاریخی به مسئله اجتهاد می‌اندازد و نظر بزرگان را در باب اجتهاد بیان می‌کند. با ذکر نمونه‌هایی در طول تاریخ نشان می‌دهد که سنت اجتهاد و اعتدلال لازمه زندگی است که باید احیا شود.

«قم آن گونه که من دیدم» عنوان بخشی از کتاب است که اشاره به تحولات مختلف حوزه علمیه قم دارد. سیدمصطفی محقق داماد مقطعی از تاریخ حوزه قم (از ۳۶ تا ۵۶) را شاهد بوده و آن دوره را گزارش می‌دهد. سیدمصطفی محقق داماد در مراسم بزرگداشت مرحوم شرف الدین خراسانی، سخنرانی کرده است که محتوای آن نوشتار سیزدهم را تحت عنوان «آمال حکیم» تشکیل می‌دهد. با ذکر حکایتی از محی‌الدین به این سوال می‌پردازد که آمال یک فیلسوف چیست؟ در این اثناء به رنجی که حکیمان از ناحیه جهل دیگران می‌برند، اشاره شده و نمونه‌هایی در تاریخ ذکر می‌گردد. شرف الدين خراسانی از جمله حکیمانی بود که مورد بی‌مهری قرار گرفت. ذکر این مسئله پایان بخش این قسمت است.

عنوان نوشتار چهاردهم «دغدغه حکیمان نسبت به صلح جهانی» است. در اینجا برای نگارنده سؤالاتی با موضوع حقوق بشر و صلح جهانی مطرح است که در این مقاله در مقام پاسخگویی به آنها بر می‌آید. نوشتار پانزدهم حاوی مفاد نخستین جلسه سلسله درس‌های تفسیر قرآن در حکمت متعالیه است که به موضوع «حکیم و حکمت قرآنی از دیدگاه صدرالمتألهين» می‌پردازد. به نکاتی که در قرآن در باب حکمت آمده، اشاره می‌شود و نظریات ملاصدرا با توجه به آیات قرآن در موضوع حکمت همراه می‌گردد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...