کتاب «اشتیاق به جهل» [A Passion for Ignorance: What We Choose Not to Know and Why] نوشته رناتا سالکل [Renata Salecl] منتشر شد.

اشتیاق به جهل» [A Passion for Ignorance: What We Choose Not to Know and Why] رناتا سالکل [Renata Salecl]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «اشتیاق به جهل» از آثار تازه منتشر شده توسط نشر برج است که نرگس حسن لی آن را ترجمه کرده است.

رناتا سالکل (متولد ۱۹۶۲) فیلسوف، جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز حقوقی اهل اسلوونی، پژوهشگر ارشد مؤسسه جرم‌شناسی دانشکده حقوق در دانشگاه لیوبلیانا و استاد کالج برکبک دانشگاه لندن است.  او در سال ۲۰۱۰ برنده عنوان «زن دانشمند سال اسلوونی» و در دسامبر همان سال از طرف روزنامه دلو نامزد دریافت جایزه «شخصیت سال» اسلوونی شد. در سال ۲۰۱۷ هم به عضویت آکادمی علوم اسلوونی درآمد. کتاب‌های او تاکنون به پانزده زبان ترجمه شده‌اند که برخی از آن‌ها از این قرارند: غنیمت‌های آزادی: روان‌کاوی و فمینیسم پس از افول سوسیالیسم، نگاه خیره و صدا به مثابه ابژه‌های عشق (به‌همراه اسلاوی ژیژک تحریفاتی در باب عشق و نفرت و درباره اضطراب.

ناشر در معرفی این اثر رناتا ساکل آورده است:

جهل، چه فعالانه باشد و چه منفعلانه، آگاهانه یا ناآگاهانه، همیشه بخشی از شرایط بشری بوده است. چیزی که در دنیای پساحقیقت و پساصنعتی ما رخ داده، این است که ما اغلب مقهور جریان مداوم اطلاعات و سوءاطلاعات می‌شویم. گاهی به نظر می‌رسد تمییز دادن حقیقت از دروغ محال است و در نتیجه ایده‌ی تخصص پس ‌زده می‌شود و تعداد کسانی که تصمیم می‌گیرند ندانند افزایش می‌یابد. مخاطرات چنین وضعیتی واضح است، اما سالکل مفروضات ما را به چالش می‌کشد و می‌گوید جهل شاید سویه‌ی مثبتی هم داشته باشد و با توجه به نقش جهل در جامعه، ممکن است بتوانیم دانش را به جایگاه اصلی خود برگردانیم.

کتاب حاضر از هفت فصل تشکیل شده و سالکل در قالبی موجز و مستند به مسئله‌ی «اشتیاق به جهل» در افراد می‌پردازد. در نگاهی دقیق پژوهش سالکل تلاشی مختصر و مفید برای ارائه‌ی تصویری روشن از جهل از طریق بررسی نمونه‌ و پژوهش‌های متنوع در ساحت و بافتارهای‌ مختلف در جامعه‌ی غربی معاصر است.

«اشتیاق به جهل» نوشته رناتا سالکل در 184 صفحه و با قیمت 47 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان به فلسفه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...