کتاب «اندیشیدن به گفت‌وگو و تعامل اثربخش» به قلم محمدعلی نویدی توسط انتشارات دانشگاهی دایره دانش چاپ و منتشر شد.

اندیشیدن به گفت‌وگو و تعامل اثربخش محمدعلی نویدی

به گزارش کتاب‌نیوز، کتاب «اندیشیدن به گفت‌وگو و تعامل اثربخش» در سه بخش اصلی تألیف شده است: بخش اول در خصوص اندیشه و اندیشه ورزی راجع به گفت‌وگو و تعامل اثربخش است. بخش دوم راجع به چیستی و چگونگی و ضرورت و نیاز به روش گفت‌وگو و تعامل اثربخش سخن می‌گوید و بخش سوم درباره قواعد عقلانی و منطقی گفت‌وگوی اثربخش بحث و بررسی می‌کند.

در پشت جلد این کتاب آمده است:
«منتظر خورشید نباشیم، فانوس ها را روشن کنیم؛ گفت‌وگو و تعامل اثربخش روشنی چراغ خرد و اندیشه در جسم و جان آدمی ست، تا جهان زندگی رخشان شود و نیکی و نور یابد.»

دکتر محمدعلی نویدی، متولد 1342 نویسنده و مدرس دانشگاه دارای دکترای فلسفه غرب است. از وی تاکنون کتاب های بسیاری از جمله: «صدای عقل»، «حکمت و هنر اندیشه‌ورزی»، «تفکر تاریخی» و «اصالت اثر و زندگی اصیل» منتشر شده است.

کتاب «اندیشیدن به گفت‌وگو و تعامل اثربخش» در ۱۵۰ صفحه و توسط انتشارات دایره دانش چاپ و منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...