چاپ نخست کتاب «خوف و رجا» نوشته معصومه طلوع، از سوی چاپ و نشر عروج، وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) منتشر و روانه بازار کتاب شد.

به گزارش ایبنا، این کتاب که هجدهمین اثر از مجموعه آثار «امام خمینی(ره) و مفاهیم اخلاقی» است، با استفاده از آموزه‌های نظری و سیره عملی امام(ره) می‌کوشد جوانان را با پاره‌ای از مفاهیم اخلاق دینی آشنا سازد.

به عقیده نویسنده، برخی حجاب‌ها نسل جوان را از شناخت اندیشه‌های جامع و منظومه فکری و گستره شخصیت
امام خمینی(ره) باز می‌دارند. یکی از این پرده‌ها، حجاب معاصرت یا هم‌ روزگاری است. این نکته موجب شده به‌طور دقیق گستره و نفوذ اندیشه و آرای امام(ره) آن گونه که باید، شناخته نشود. غلبه بر این مانع اغلب تنها از طریق گذر ایام حاصل می‌شود.

دومین حجاب نقش قدرتمند سیاسی امام(ره) است. چهره مسلط امام(ره) در عرصه سیاست چند دهه اخیر کشورمان، هرچند برکت‌زا و ارجمند بوده، اما مانع از آشکار شدن دیگر ابعاد ایشان شده است. در نتیجه بُعد سیاسی ایشان بر دیگر ابعاد و به ویژه بعد اخلاقی و عرفانی ایشان غلبه داشته و کسانی که ایشان را می‌شناسند بیش‌تر از رهگذر سیاست است.

سومین حجاب، پیشینه علمی ایشان و واژگان خاصی است که برای بیان اندیشه‌های خود برمی‌گزیدند. ایشان به دلیل بهره‌مندی گسترده از دانش‌های مختلف اسلامی چون فقه، اصول، تفسیر، کلام، عرفان و فلسفه، دارای واژگانی گسترده بودند. نگاهی به آثاری مانند شرح چهل حدیث یا شرح حدیث جنود عقل و جهل، این نکته را آشکارتر می‌سازد. این گستره واژگانی گرچه بیانگر عمق اندیشه‌های امام است، اما فهم آرای ایشان را برای کسانی که از چنین زمینه‌ای برخوردار نیستند، دشوار می‌کند.

مجموعه «امام خمینی(س) و مفاهیم اخلاقی» کوششی است برای فرارفتن از پاره‌ای از این حجاب‌ها و آشنا ساختن نسل جوان با یکی از ابعاد اساسی امام؛ یعنی بعد اخلاقی. نویسندگان این مجموعه کوشیده‌اند تا مفاهیم کلیدی اندیشه اخلاقی امام را به گونه‌ای منظومه‌وار توضیح دهند و زمینه را برای درک کامل‌تری از آرای اخلاقی امام فراهم آورند. مفروض نویسندگان این مجموعه آن بوده است که نقطه عزیمت امام، اخلاق بوده و حتی نگاه ایشان به سیاست از این منظر بوده است، لذا پدید آوردن چنین مجموعه‌ای برای فهم اندیشه مرکزی ایشان لازم است.

انسان که اشرف مخلوقات است، موجودی است مختار که هم می‌تواند به اعلی علیین دست یابد و هم می‌تواند به اسفل سافلین سقوط کند. چنین موجودی با دو راه روبه‌رو است: راهی به سوی تعالی و صعود؛ و راهی به سوی انحطاط و نزول. هرکدام از این راه‌ها مزین به مرغزارهای زیبایی است که دارای نگهبان و راهبرانی هستند.
عوامل صعود و نزول، سبب تشخیص راه حق و باطل است. آن راهی که انسان را به خداوند می‌رساند حق است، و غیر آن باطل. و این به انتخاب انسان است که کدام راه را برگزیند؛ زیرا هردو زیبا هستند؛ یکی واقعا زیباست و آن راه تجلی اسماء و صفات حق است و دیگری، زیبا جلوه می‌کند. انتخاب صحیح در گروه شناخت راه و مقصد و رهبران و رهروان آن است.

نویسنده در بخشی از این اثر می‌نگارد: «راه حق، راه تجلی اسماء و صفات باری تعالی است. و رهبران آن، پیامبران الهی هستند و رهروان آن راه، صالحان و شایستگان و واصلان به حق می‌باشند. چون اوست که همه را آفریده و هدایت کرده و آن چه از هدایت او به ما رسیده، خطا و اشتباه در آن راه ندارد. راه باطل، راهی است که مقصد نهایی آرزوهای غیر الهی بوده و مسیر آن، پوشیده از گناهانی است که ظاهری زیبا و دل‌چسب، اما باطنی زشت و بد بو دارد، و رهبران آن، ابلیس و فرزندان او، و پیروان و رهروان این راه، دروغ‌گویان، مغروران، کینه‌توزان، مشرکان و کافران هستند.

پس از تشیخص راه حق و قدم گذاشتن در آن، با رهبرانی که هدایت‌گر هستند، برخورد می‌کنیم که پیامبران و اولیاء الهی و در راس آنها خداوند باری تعالی است، که ما را به سلاح‌هایی چون خوف و رجا و شرح صدر و صداقت و صبر و... مجهز کرده و به وجود رهزنان یعنی شیطان و شیطان صفتان هشدار می‌دهد، که در مسیر راه در کمین نشسته‌اند و منتظر فرصت هستند و یک غفلت کوچک نیز می‌تواند ما را اسیر آنان کند. البته اگر مومنان از راه منحرف نشوند هرگز دست شیاطین به ایشان نخواهد رسید؛ و بشارت آنان در پایان راه، وجود بهشت‌های زیبایی است که در آن علاوه بر بهره‌مندی از تنعمات بی‌شمار، ملائکه از جانب حق منتظرند تا به مومنان سلام خداوند را برسانند.
پس باید مواظب قدم‌هایمان باشیم که مبادا راه را خطا برویم و در دام ابلیس و ابلیس‌صفتان بیفتیم. خداوند با هشدارهایشان ما را به سلاح خوف مسلح می‌کند، تا از اعمالی که ما را از او و هدف اصلی دور می‌کند اجتناب کنیم و با بشارت‌ها، امیدوارمان کرده تا عامل تشویقی برای حرکت به سوی حق باشد، و از رحمت جاودان باری تعالی به بهترین نحو بهره‌مند شویم و با اطمینان خاطر، قدم در راه بگذاریم، تا به پایان راه که آرامش نهایی است وصول یابیم.»

معنای خوف
خوف، یکی از مقامات عرفانی و ابزار حرکت انسان به سوی خداوند است که معنای ترس دارد. خواجه عبدالله انصاری(ره) آن را محصول مقام تواضع می‌خواند و می‌گوید: «چون انسان در برابر حق و فرمان او تواضع داشته باشد، خوف رای وی حاصل آید و آن پیامدهایی در پی خواهد داشت که در فصول مختلف این اثر، به آنها اشاره می‌شود.»

معنای رجا
رجا به معنای امیدواری است و در اصطلاح به معنای تعلق قلب به حصول امری که در آینده آرزوی آن را دارد و خواجه عبدالله انصاری در «صد میدان» آن را یکی از پرهای یقین می‌خواند که مکمل خوف است و انسان بدون آن قادر به پرواز نیست. وی در منازل‌السائرین از آن به عنوان ضعیف‌ترین منزل مرید یاد می‌کند چون از جهتی معارضه است و از جهت دیگر اعتراض است. عزالدین کاشانی نیز این سخن خواجه را رد می‌کند و ضعیف‌ترین درجه را حکم مطلق نمی‌داند؛ زیرا اگر رجا از نظر به عمل تولد شود، معارضه است .

معنای قنوط
قنوط در برابر رجا و به معنای ناامیدی است. آنگاه که خود را از رحمت خداوند دور کردی و چراغ نورانی رجا و امید را در دل خود خاموش کردی، ظلمت قنوط در وجودت لانه می‌کند و سبب دوری از خداوند می‌شود. و ترس از بندگان جای ترس از خداوند را می‌گیرد و تو را مستحق عذابی دردناک می‌کند، که این وعده از جانب خداوند است که می‌فرماید: «و کسانی که آیات خدا و لقای او را منکر شدند آنان از رحمت من محروم و نومیدند و ایشان را عذابی پردرد خواهد بود (عنکبوت، آیه 23)».

معنای امانی
امانی به آرزوهایی اطلاق می‌شود که گاه انسان آن را به جای رجا قلمداد می‌کند و گمان می‌کند امیدوار است در حالی که به خطا رفته و مرتکب گناه می‌شود. و آرزوها او را به هرسو می‌کشاند و هدایت‌گر وی می‌شود. از امام صادق(ع) سوال کردند که گروهی از دوستان شما مرتکب گناهان می‌شوند و می‌گویند ما امیدواریم، فرمود: «دروغ می‌گویند، دوست ما نیستند، آنها مردمی هستند که آرزوها ایشان را به این سو و آن سو می‌برد، هرکه به چیزی امیدوار باشد، در راه رسیدن به آن کار می‌کند و هرکه از چیزی ترسد از آن بگریزد». و در حدیثی دیگر می‌فرماید: «آنان که می‌گویند امیدوار به رحمت خداوند هستیم تا مرگ آنها فرا رسد و از خداوند نمی‌ترسند؛ دروغ می‌گویند و در میان آرزوها می‌لولند.»

خوف یکی از مراحل سیر و سلوک است، به معنای ترس از خدا که می‌توان آن را به ترس از گناهان و عدل الهی در قیامت توصیف کرد. زیرا خداوند مظهر خیر و زیبایی و رحمت است و آن که کمال مطلق است و جز رحمت و نورانیت از او ساطع نمی‌شود را نمی‌توان عامل ترس به شمار آورد، اما گناهان به دلیل تاثیر و نتیجه آن برای انسان ترس‌آورند.  از طرف، دیگر عدل الهی که بر اساس آن، خداوند انسان را به جزا و پاداش می‌رساند، به صورتی دقیق‌تر عدل الهی همان بازگرداندن عمل به خود انسان است که تحت عنوان تجسم اعمال بیان می‌شود.

به دلیل توجه خاص
امام خمینی(ره) به مساله خوف و رجا، نویسنده در اثر حاضر با توجه به آثار ایشان به خصوص شرح چهل حدیث و شرح حدیث جنود عقل و جهل، از آنها بهره زیادی برده است. وی در پی بررسی عوامل و پیامدها و رهزن‌های خوف و رجا از منظر ایشان است تا با شناخت کامل، خودمان را به این دو سلاح موثر مسلح کرده، در پایان به کمال، که همان قرب الهی است صعود یابیم.

چاپ نخست کتاب «خوف و رجا» در شمارگان 5000 نسخه، 116 صفحه و بهای 15000 ریال راهی بازار نشر شد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...