نشست‌های فارابی‌شناسی با همکاری ایران و قزاقستان برگزار می‌شود. 
  
به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، در دیدار مشاور فرهنگی رئیس جمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران و هیئت همراه با پروفسور "توگلن کوژام گولف" رئیس دانشگاه فارابی قزاقستان دو طرف بر گسترش همکاری‌های علمی میان دو کشور تاکید کردند.

"علی اکبر اشعری" در این دیدار با اشاره به وجود مراکز مختلف ایران شناسی و اسلام شناسی در جهان، غنی‌سازی منابع و آشنا نمودن آنها با پیشینه علمی و فرهنگی ایران را یکی از وظایف اصلی سازمان اسناد وکتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران به عنوان حافظه ملی و فرهنگی ملت ایران دانست و گفت: فارابی را یکی از تاثیر گذارترین چهره ها و مفاخر تمدن ایران و اسلام خواند و افزود : جمهوری اسلامی ایران آماده برگزاری نشست هایی برای باز شناسی نقش و تاثیر این اندیشمند بزرگ در تمدن جهانی است.

رئیس دانشگاه فارابی قزاقستان نیز در این دیدار با اشاره به وجود بخش مطالعات شرق شناسی در این دانشگاه گفت: به دلیل اهمیت ایران در حوزه تمدن شرق بخش ویژه ایران شناسی در دانشگاه فارابی قزاقستان ایجاد شده است.دو طرف در این نشست برهمکاری برای برگزاری نشست های مشترک برای معرفی جاشگاه فارابی به جهان تاکید کردند.

مشاور فرهنگی رئیس جمهور کشورمان و هیئت همراه همچنین در سومین روز سفر به قزاقستان از آرشیو مرکزی دولتی این کشور بازدید نمودند.

"آیت پایؤنا" رئیس این مرکز در دیدار با رئیس سازمان اسناد و کتابخانه‌ی جمهوری اسلامی ایران ، این آرشیو را قویترین آرشیو درسطح منطقه آسیای مرکزی خواند و افزود: «بالغ بر یک میلیون و سیصد هزار پرونده 350 برگی در این مرکز که از قرن 17 میلادی قدمت دارد نگهداری ‌می‌شود.»

حضور درشب شعر فرهنگ و ادب فارسی، دانشجویان و فرهیختگان فارسی زبان قزاقی از دیگر برنامه‌های سومین روز سفر مشاور فرهنگی رئیس جمهور کشورمان و هیئت همراه بود.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...