کتاب «اخلاق سینمایی: کندوکاو در تجربه اخلاقی به واسطه فیلم» [Cinematic ethics : exploring ethical experience through film] نوشته رابرت سینربرینک [Robert Sinnerbrink] با ترجمه آرش حسن پور و هدیه رستمی راهی بازار نشر شد.

اخلاق سینمایی: کندوکاو در تجربه اخلاقی به واسطه فیلم» [Cinematic ethics : exploring ethical experience through film] نوشته رابرت سینربرینک [Robert Sinnerbrink]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رابرت سینربرینک در این کتاب با شیوه‌ای روشن، رویکردهای فلسفیِ کلیدی اخلاق در نظریه و فلسفه فیلم معاصر را با استفاده از مطالعات موردی اخلاق سینمایی در ژانرها، سبک‌ها و سنت‌های مختلفِ فیلم، بررسی می‌کند.

فیلم‌ها چگونه مضامین و موضوعاتِ اخلاقی را تداعی کرده و آن‌ها را بیان می‌کنند؟ درگیری عاطفی ما در این روند چه نقشی را ایفا می‌کند؟ چه چیزی قدرت زیبایی‌شناختی سینما را از منظر اخلاقی درخور توجه می‌کند؟ آیا فیلم‌ها می‌توانند «اخلاق را تحقق بخشند»؟ کتاب اخلاق سینمایی: کندوکاو در تجربه اخلاقی به واسطه فیلم با بررسی و کنکاش حولِ ایده سینما به‌عنوان مدیومی از تجربه اخلاقی که یارایِ رقم زدنِ درگیری عاطفی و تفکر فلسفی را دارد؛ به این سوالات می‌پردازد.

سینربرینک در مقدمه کتاب نوشته است:

این ایده که سینما می‌تواند اخلاقی باشد (و نه صرفاً فریبکارانه) چندان حرف تازه‌ای نیست. درواقع، برای بسیاری از نظریه‌پردازان روشن بود که سینما می‌تواند «تجربه‌های ذهنی» پُرمایه‌ای را در رابطه با نظریه‌های فلسفی‌اخلاقی در زمینه‌های مختلف به دست دهد (وارتنبرگ، ۲۰۰۷). بااین‌حال، آنچه می‌خواستم درک کنم این ایده بود که سینما همچنین دارای ظرفیت بیان و رقم‌زدن تجربه اخلاقی با استفاده از ابزارهای سینمایی است، تجربه‌ای که ما را دعوت به تأمل فلسفی می‌کند و می‌تواند با آن تکمیل شود. به‌این‌ترتیب، سینما و فلسفه می‌توانند به‌عنوان شرکایی هم‌تراز در یک گفت‌وگوی فرهنگی مستمر با هم ارتباط برقرار کنند؛ گفت‌وگویی که انتظار می‌رود فیلم، بزرگ‌ترین فرم هنری محبوب عصر ما را با فلسفه مجدداً پیوند دهد.

این رویه فکری قابل‌احترام اما به حاشیه رانده‌شده است که نیاز به برقراری مجدد رابطه با امر روزمره را گوشزد می‌کند؛ چراکه به نظر من «فلسفه»، به همان اندازه و گاهی بیشتر، در فیلم‌های خاصی ظهور می‌یابد تا در بسیاری از کنفرانس‌های دانشگاهی و مباحثات فکری، به‌شرط آنکه نسبت به فلسفه و سهم فرهنگی آن در جست‌وجوی معنا و ارزش در زندگی روزمره، دید کافی داشته باشیم. سرانجام، این تجربه من از فیلم‌های معاصر بود که باعث درگیری من با مقوله اخلاق سینمایی شد؛ گرایشی دگرباره به مسائل اخلاقی و سیاسی که در فیلم‌های هیجان‌انگیزی بسیار مشهود است که هرساله در سراسر جهان در فرهنگ‌ها و جریان‌های مختلف سینمایی اکران می‌شود.

این کتاب با ۲۶۷ صفحه و قیمت ۲۱۸ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...