نمایش‌نامه‌ «نهنگ تنها»، نخستین نمایش‌نامه‌ دارای نشان اکبر رادی نوشته‌ مهدی میرباقری منتشر شد.

نهنگ تنها مهدی میرباقری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا به نقل از روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، این نمایش‌نامه با شش شخصیت و به صورت بی‌زمان و بی‌مکان نوشته‌ شده و در ۷۴ صفحه‌ با قطع جیبی و قیمت ۱۳هزار تومان منتشر شده است.

نمایش‌نامه‌ «نهنگ تنها»‌ که در بخش مسابقه‌ نمایش‌نامه‌نویسی دومین دوره‌ جشنواره‌ تئاتر اکبر رادی به عنوان نمایش‌نامه‌ برتر انتخاب شده و از سوی هیئت داوران این بخش از جشنواره شایسته‌ دریافت نشان اکبر رادی شده بود، به تازگی توسط انتشارات مروارید به بازار کتاب رسیده است.

این نمایش‌نامه‌ توسط محمد چرم‌شیر، علی عابدی و مهدی کوشکی به عنوان هیئت داوران بخش مسابقه‌ نمایش‌نامه‌نویسی دومین دوره‌ جشنواره‌ تئاتر اکبر رادی مورد ارزیابی و داوری قرار گرفته بود که در آیین پایانی این جشنواره در سوم اسفندماه ۱۳۹۸ به عنوان اثر برتر این بخش انتخاب و معرفی شد.

در معرفی نویسنده «نهنگ تنها» عنوان شده است: مهدی میرباقری، نویسنده‌ نمایش‌نامه‌ «نهنگ تنها» پیش از این نیز از چهارمین و پنجمین دوره‌ همایش ملی رادی‌شناسی، بیست‌وششمین و سی‌اُمین جشنواره‌ بین‌المللی تئاتر فجر، دومین و ششمین دوره‌ جشنواره‌ تئاتر شهر، نخستین جشنواره‌ نمایش‌نامه‌نویسی انتشارات افراز، ششمین جشن انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، هجدهمین جشنواره‌ تئاتر دانشگاهی ایران و نخستین جشنواره‌ ملی نمایش‌نامه‌نویسی بنیاد ادبیات نمایشی ایران به عنوان نمایش‌نامه‌نویس برگزیده انتخاب شده بود. او تا کنون ۱۸ نمایش‌نامه نوشته و منتشر کرده است که همه‌ این آثار توسط ناشرانی همچون انتشارات افراز، ورا، بوتیمار، نمایش، چلچله، کیان‌افراز، کانون نمایش‌نامه‌نویسان خانه‌ تئاتر و مروارید منتشر شده است. از مهدی میرباقری همچنین یک رمان با نام «ایستادن روبه‌روی عقربه‌های کج» توسط انتشارات مروارید و یک مجموعه داستان با عنوان «خیانت و داستان‌های دیگر» توسط انتشارات افراز منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...