نشر افکار ویرایش تازه‌ای از کتاب «کمدیا دلّ/ آرته» [The Commedia dell' Arte] اثر جاکومو اورِلیا [Giacomo Oreglia] با ترجمه‌ ناتالی چوبینه را منتشر کرد.

کمدیا دلّ/ آرته» [The Commedia dell' Arte] اثر جاکومو اورِلیا [Giacomo Oreglia]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ویرایش جدیدی از کتاب «کمدیا دلّ/ آرته» اثر جاکومو اورِلیا با ترجمه‌ ناتالی چوبینه توسط نشر افکار در ۲۷۶ صفحه و بهای ۹۵ هزار تومان منتشر شد. چاپ قبلی این اثر در دهه‌ هشتاد منتشر شده بود و ویرایش اخیر مقدمه‌ مفصل و ملحقاتی از مترجم شامل وقایع‌نگاری کمدیا دل/آرته در بر دارد.

بنا به نوشته‌ پشت جلد کتاب، کمدیا دلّ/ آرته از حدود میانه‌ سده‌ شانزدهم پا گرفت، و موفقیت آن در اروپا و به‌ویژه فرانسه و ایتالیا، کشور خاست‌گاه‌اش، تقریبأ تا نیمه‌ دوم سده‌ی هجدهم پای‌دار ماند. این قالب اصیلِ هنرِ تماشا هنگامی دلّ/ آرته نام گرفت که بازی‌گران حرفه‌ای تصمیم گرفتند با تشکیل گروه‌های نمایشیِ ثابت به درباری‌ها و دیگر کسانی که از سر تفنن نمایش بازی می‌کردند نشان بدهند هنر نمایش یعنی چه. قالب هنریِ آنها در ابتدا کمِدیا ایمپروویزا (کمدی بداهه) و یا کمدیا آ سُجِّتو (کمدی از نظر موضوع) نام گرفت، بعد کمدیا آ براچّا (کمدی در آستین) خوانده شد، چون کمدی‌بازهای آن بر مبنای یک سناریو یا کانوواچّو (به معنی «بوم نقاشی») شوخی‌های بداهه را به اصطلاح از آستین‌شان درمی‌آوردند؛ بعدها به آن «کمدی صورتک‌ها» هم گفتند، چون بیش‌تر شخصیت‌های آن با صورتک بر صحنه ظاهر می‌شدند و با این کار تیپ ثابت (ماسکِرا) می‌آفریدند. اما سرانجام این گونه یا ژانر هنری به «کمدی ایتالیایی» (یا همان کمدی) معروف شد. چون تقریباً سراپا به دست کمدی‌بازهای ایتالیایی آفریده شده و تکامل یافته بود.»

این کتاب در «مجموعه‌ درباره‌ تئاتر» نشر افکار زیر نظر حسن ملکی منتشر شده که اخیراً کتاب «کمدی در تئاتر» اثر لئونارد جیمز پاتس را هم با ترجمه‌ ناتالی چوبینه منتشر کرده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...