کتاب «مهرهای موزه ملی ایران در دوران اسلامی» به کوشش محمدجواد جدی و سحر جدی توسط مؤسسه «متن» فرهنگستان هنر و موزه ملی ایران به چاپ رسید.

مهرهای موزه ملی ایران در دوران اسلامی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا،‌ طبق اعلام جبرئیل نوکنده؛ رییس کل موزه ملی ایران کتاب «مهرهای موزه ملی ایران در دوران اسلامی» به کوشش محمدجواد جدی و سحر جدی توسط مؤسسه «متن» فرهنگستان هنر و موزه ملی ایران به چاپ رسید.

مهرهای موزه ملی ایران در دوران اسلامی

نوکنده در این خصوص گفت مُهرها و نگین‌های دوران اسلامی‌ در موزه ملی ایران که در این کتاب معرفی شده‌ شامل ۸۳۸ مُهر و نگین است که از نظر کمی‌ بیشترین تعداد مُهرهای دوران اسلامی را در میان مُهرهای موجود در موزه‌های کشور داراست.

مهرهای موزه ملی ایران در دوران اسلامی

طبق گفته فرشته ذکایی مسئول بخش مهر و سکه موزه ملی ایران، از ویژکی های قابل توجه این مجموعه ارزشمند معرفی ۳۴۲ مُهر یا سنجه متعلق به سده‌های ابتدایی اسلام است. در معرفی این آثار، ترتیب دوره ها و همچنین به‌کارگیری خطوط گوناگون رعایت شده‌است.

مهرهای موزه ملی ایران در دوران اسلامی

مُهرها به خط کوفی، ثلث، نسخ، طغرا و سپس نستعلیق با ذکر کد، جنس، شکل، اندازه، وزن، نوع حکاکی، شیوه نوع خط، کیفیت و ارزش هنری، متن و تاریخ (درصورت درج) معرفی شده‌اند.

طبق اعلام واحد انتشارات موزه ملی ایران این کتاب در 340 صفحه، تمام رنگی و با جلد گالینگور در شمارگاه 700 نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...