«اهل کاشانم» اولین کتاب از مجموعه «اهل ایرانم» برای معرفی مقاصد گردشگری ایران در سده نو منتشر شد.

اهل کاشانم اولین کتاب از مجموعه «اهل ایرانم»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، برای تولید این کتاب به تولید محتوای خلاق در آستانه به پایان رسیدن سده چهاردهم و آغاز سده پانزدهم هجری شمسی توجه شده‌ است.

در معرفی این راهنمای گردشگری آمده است: «شاید کاشان با تپه سیلک، باغ فین و خانه‌های تاریخی‌اش مشهور بود، ولی در عرصه گردشگری، تاکنون از خوراک کاشان صحبتی به میان نیامده بود. به همین دلیل در این کتاب علاوه بر گنجاندن محتوای فاخر برای معرفی میراث تاریخی و ملموس این شهرستان به صورت ویژه به بخش خوراک نیز پرداخته شده‌است. در این بخش برای هر خوراک علاوه‌بر دستور طبخ، یک داستانک روایت و برای هر داستانک، تصویری درخورِ آیین بومی این خوراک خلق شده‌است. همچنین نگاه ویژه به گردشگری فیلم (فیلم‌توریسم) در شهرستان کاشان موجب شد تا برای اولین بار در ایران و شاید در جهان، به مکان و لوکیشن فیلم‌ها و تئاترها در یک کتاب راهنمای گردشگری فرهنگی پرداخته شود.

در این کتاب پس از شرح ۱۰ دلیل برای دوست‌داشتن کاشان، از جغرافیا و پیشینه تاریخی این «کی‌آشیان» سخن گفته شده است، قصه آغازین زندگی کاشی‌ها در «یکی بود یکی نبود» نیز خوانده می‌شود، نمونه‌های فاخر «کاشانه» در ایران نیز واکاوی شده است، «چهل‌حصاران» به مثابه قلعه، دروازه، مسجد، آب‌انبار و ... مورد توجه قرار گرفته و مسیرهایی برای گردشگری پیاده پیشنهاد شده است، «بهشت ایرانی» با عناصری چون باغ، بازار، حمام و ... برای خواننده تصویر شده اشت، «گنجینه»ای از هنر کاشان شامل نساجی، قالی‌بافی، ‌سفالگری و کاشی‌سازی گشوده شده است، نیاسر این «دیده‌بان ساسانی» و بَرزُک همان «بستان کوهستان» کاشان معرفی شده‌اند و شما با حضور در قمصر در «کار گلاب و گل» همراه خواهید شد. در «ناشتاشام» پای سفره کاشان از شما مهمان‌نوازی خواهد شد، «برخی از مشاهیر و بزرگان کاشان» را می‌شناسید، با «لهجه کاشانی» آشنا می‌شوید و با اطلاع از «برخی از جشن‌ها، مراسم و آداب کاشان» و «راهنمای تدوین برنامه و اطلاعات سفر به کاشـان» اوقات خوشی برای زیارت و سیاحت این شهرستان رقم خواهید زد.

تولید عکس‌های فاخر، تصویرسازی‌های خلاق و اینفوگرافی‌های شایسته برای نمایش جذابیت‌های شهرستان کاشان از جمله ویژگی‌هایی است که در این کتاب توسط امکان واقعیت افزوده (AR) کامل می‌شود.

کتاب «اهل کاشانم» دستاورد پژوهش میدانی و کتابخانه‌ای تیم تولیدکننده محتوا در فرصتی‌ است که در سایه شوم همه‌گیری بیماری کووید-۱۹ ایجاد شد.

این کتاب توسط گروه نویسندگان با همکاری فصلنامه میراث و گردشگری گیلگمش، زیر نظر آرش نورآقایی، مدیرمسؤول این فصلنامه در قالب بخشی از پروژه «نوسده» در ۴۹۶ صفحه توسط نشر «اگر» منتشر شده و یکی از بخش‌های چهارگانه پروژه کتاب، واقعیت‌افزوده کتاب، بازی و واقعیت‌افزوده بازی «اهل کاشانم» است.» ‌

................ هر روز با کتاب ...............

سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...