انتشارات اگر کتاب «سرگذشت اجتماعی توالت در ایران» به قلم حانیه سادات میرمحمد را روانه بازار نشر کرد.

سرگذشت اجتماعی توالت در ایران» به قلم حانیه سادات میرمحمد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ این کتاب سرگذشت پرفراز و نشیب توالت را در ایران از گذشته تا امروز شرح می‌دهد که تأثیرش را می‌توان در شهرسازی و معماری، ادبیات، فرهنگ، هنر و... دید.

همه موجودات زنده مواد زائد بدن خود را دفع می‌کنند. تمام انسان‌ها چه فرودستان یا فرادستان، در این نکته مشترک‌اند و تنها کیفیت آن متفاوت است. قضای حاجت موضوعی بدیهی و در عین حال غریب است؛ هر روز در زندگی روزمره‌مان تجربه‌اش می‌کنیم، اما درباره آن حرف نمی‌زنیم و اگر کسی از توالت و اجابت مزاج سخن بگوید، او را فاقد شأن و آداب اجتماعی می‌دانیم. اساساً در نگاه ما توالت پدیده بی‌اهمیتی است و پرداختن به آن را «آب در هاون کوبیدن» می‌دانیم که نه‌تنها بی‌فایده است، بلکه به دلیل احمقانه‌بودن آدم را به خنده می‌اندازد.

فهرست مطالب کتاب عبارت است از: «سخن دبیر مجموعه»، «مقدمه»، «فصل اول: توالت‌های عمومی»، «فصل دوم: توالت و سکونت»، «فصل سوم: ایرانیان و اروپاییان»، «فصل چهارم: توالت و انزجار»، «فصل پنجم: توالت و ادبیات»، «فصل ششم: فرهنگ و هنر»، «فصل هفتم: تاریخ اجابت مزاج جهان».

در فصل نخست کتاب به توالت‌های عمومی پرداخته شده است. در این فصل بررسی شده است که چه زمانی برای نخستین بار به طور مستقل یک توالت همگانی احداث شده است. همچنین در این فصل درباره توالت‌نوشته‌ها، مسئله گردشگری توالت، امنیت و جنسیت در توالت و دوست‌نداشتنی‌بودن آن بحث و بررسی صورت گرفته است.

در مطالعه تاریخچه ساخت توالت‌ها و ارتباط آن با مسئله سکونت و خانه چهار چیز حائز اهمیت است و باید بررسی شود: جای قرارگیری توالت نسبت به محل سکونت افراد، پدیده لوله‌کشی آب و فاضلاب، شکل ظاهری توالت‌ها و کارکرد آن از جانب افراد ساکن خانه. این مباحث در فصل دوم کتاب بررسی شده است. در فصل سوم به مسئله توالت در ایران و اروپا و تفاوت میان این دو فرهنگ پرداخته شده است. بنا بر آنچه در این فصل بیان می‌شود، نوع توالت مورد استفاده ساکنان یک اقلیم و آدابی که برای استفاده از آن رعایت می‌شود، یک‌شبه به وجود نیامده و در طول زمان به مرور شکل گرفته و تکامل یافته است.

یکی از مسائل بغرنج مرتبط با توالت منزجر شدن است که با تمامی حواس پنج‌گانه انسان در ارتباط است یا ممکن است آن را اول در ذهن خود تصور کند و بعد منزجر شود. دو حس از این حواس به طور مستقیم در ایجاد احساس انزجار انسان‌ها در برابر تولات و هر آنچه به آن مربوط می‌شود و غالباً هرجا توالتی باشد، آنها نیز فعال می‌شوند؛ این دو حس بویایی و بینایی هستند که چنین وضعیتی را برای انسان به وجود می‌آورند. در فصل چهارم پدیده توالت و انزجار بررسی شده است. در فصل پنجم کتاب به موضوع توالت و ادبیات پرداخته شده است. در این فصل ابتدا واژه‌شناسی مستراح و توالت انجام شده و در ادامه به استعاراتی در زمینه این موضوع پرداخته شده است. در فصل ششم به محتواها، آثار و محوطه‌هایی پرداخته شده است که توالت در آنها مرکزیت یا دست‌کم حضور فعال دارد؛ برای انتقال بهتر اطلاعات این فصل به قسمت اصلی هنرهای تجسمی، فیلم و فضا تقسیم شده است.

تاریخ توالت‌سازی بسیار پراکنده است؛ زیرا به ساختار مصالح و آب‌وهوای محیط بستگی داشته است. آثار برجای‌مانده از توالت ممکن است در اعصار گوناگون باقی بماند یا از بین برود. باستان‌شناسان در زمان‌ها و مکان‌های مختلف خیلی وقت‌ها مشتاق به حفاری آنها نیستند. در فصل پایانی کتاب به چند نمونه از جایگاه‌های قضای حاجت در جوامع پیشین پرداخته شده است.

در مجموعه تاریخ اجتماعی اشیا در ایران با سفرنامه‌هایی روبه‌رو می‌شویم که نه از دیدگاه مسافران خارجی، بلکه از زاویه اشیاء روایت می‌شوند. این سفرنامه اشیا به عنوان دریچه‌ای برای فهم مدرنیته ایرانی عمل خواهند کرد. چرا پرداختن به چنین موضوعاتی حائز اهمیت است؟ تاریخ‌نگاری در ایران به زندگی «انسان‌های مهم» معطوف بوده است. منظور از انسان‌ها، در این‌جا، بزرگان سیاسی و قدرتمندان یا افراد برجسته علمی است. از سوی دیگر تاریخ مدرن در ایران بیشتر از خلال منازعات سیاسی یا مواجهات اندیشگی بر سر ایده مدرنیته غربی درک شده و کمتر به میانجی اشیا کوشش شده است تا مدرنیته ایرانی دیده و خوانده شود. برای ما مهم است که به تاریخ از زاویه دیگر بپردازیم، چرا که اشیا صرفا چیزهای ساده و دور انداختنی و بی هویت نیستند و می‌توانند روابط اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهند. آنها می‌توانند در تکوین تاریخ اجتماعی ما انسان‌ها سهیم باشند.

ما، در این مجموعه، در پی فهم تاریخ نزدیک از خلال اشیا هستیم. این اشیا و ابژه‌ها بخشی از تجربه نزدیک ما با امر مدرن هستند که به میانجی آنها می‌توان نشان داد چگونه با امر مدرن آشنا شدیم و چه مواجهه‌ای با آن داشتیم و چگونه برخی از آنها را به گونه‌ای که نه عنصری بیگانه، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ایرانیان باشند، از آن خود ساخته‌ایم. در این مجموعه، نشان داده می‌شود چگونه که چگونه مدرنیته از خلال آشیائی چون سیگار، تقویم، قلیان، چادر، پیتزا، توالت فرنگی، دوش حمام، مبل، یخچال و ... فهم می‌شود.

جعفر شهری در کتاب تهران قدیم با اشاره به وضعیت توالت‌های تهران قدیم می‌نویسد: «تهران به جز یک موال، که در خیابان ناصریه بود، مستراح عمومی دیگر نداشت و آبریزگاه‌های مساجد هم که عمومی بودند، تنها مخصوص نمازگزاران بود که تنها ساعتی در ظهر و غروب باز می‌گردید، مگر مستراح دو سه مسجد، مانند موال مسجد شاه و مسجد جامع که بازاریان اداره می‌کردند و مسجد مجدالدوله که چون غالب ختم‌ها در آن برگزار می‌شد، در موال‌هایش نیز گشوده بود و بقیه تهران بدون وسیله رفع حاجت که مردم و رفت و آمدکنندگان در تنگاها با باید به خود ریسته که زیاد هم از کوچک و بزرگ با خشتک شلوارهای آویخته دیده می‌شدند یا به قول مزاح بالا کشیده تف بکنند همان‌هایی هم بود که نبودشان بهتر بود که هولناکی و کثافت کمتر قابل استفاده آمده، متشکل بودند از انبارهایی عمیق که بر سرشان نشیمنگاه مستراح ساخته شده بود که نگاه کردن به آنها همراه دهانه‌های فراخ، عمق و تاریکی زیر پا زهره ترک می‌کرد.»

ساخت مستراح‌های عمومی هنوز رواج نیافته بود و مردم در شهرهای دیگر همچنان بیشتر به مستراح مساجد متکی بودند. بیش از صد سال پیش، فردی پس از اخراج از یکی از منصب دولتی یک مستراح عمومی در خیابان ناصرخسرو تهران احداث کرد که به آن «خلای رئیس » می‌گفتند. آن طور که شهری اشاره می‌کند، نشیمنگاه‌های توالت‌های دهانه‌های گشادی بودند که زیر آنها انبارهای متصل به هم قرار داشت و فضولات داخل آنها می‌ریخت. این دهانه‌ها به حدی ترسناک بودند که کودکان از نشستن بر آنها هراس داشتند و خود را در گوشه و کنار مستراح رها می‌کردند. همچنین سالانه چندین جسد از انبار کثافات بیرون می‌آوردند که سقوط کرده بودند. از همین رو افراد خیر برای بهبود وضعیت لولئین خانه‌ها و رفاه مردم کارهایی انجام دادند که یکی از آنها نصب تکه چوب‌هایی از درازا بر دهانه چاه‌ها برای جلوگیری از سقوط افراد بود.»

انتشارات اگر کتاب «سرگذشت اجتماعی توالت در ایران» به قلم حانیه سادات میرمحمد را در 146 صفحه به بهای 150 هزار تومان روانه بازار نشر کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...