اسماعیل راهنورد مدیر کتابخانه آیت‌الله بروجردی در گفت‌وگو با ایبنا، با اشاره به همکاری‌های گسترده درجهت مقابله با شیوع ویروس کرونا (کووید ۱۹) و با هدف ایفای نقشی کوچک در شرایط خاص پیش آمده، به توضیح برنامه‌های این کتابخانه در این راستا پرداخت و گفت: کتابخانه آیت‌الله العظمی بروجردی در راستای تسهیل دسترسی طلاب، دانشجویان و محققان به پایان نامه‌های حوزوی، امکان جستجو و مشاهده اطلاعات کل پایان نامه‌های موجود در مجموعه خود را فراهم کرده و کاربران علاوه بر اطلاعات کتابشناختی می‌توانند ۵۰ صفحه ابتدایی پایان‌نامه را هم مشاهده کنند.

وی اضافه کرد: 9 سال است یک تیم مجرب به صورت منظم روی کتابخانه دیجیتالی کتابخانه آیت‌الله العظمی بروجردی کار می‌کند و بیش از 60 هزار نسخه انحصاری و بدون تکرار اعم از نسخ خطی، چاپ سنگی، چاپ سربی، بخشی از منابع خاص از قبیل 4 هزار از کتاب‌های درسی ایران، هزار عنوان کتاب نظامی وزارت جنگ و 10 هزار از جزوه‌های دوره قاجار را فراهم آورده است.

راهنورد به دیگر منابع موجود در کتابخانه دیجیتالی آیت‌الله بروجردی اشاره کرد و گفت: صدها فیلم با موضوعات مختلف مربوط به نشست‌ها، همایش‌ها، مستندها، مراسم، فیلم کوتاه و تاریخ شفاهی پیرامون حوزه و روحانیت، کتابخانه‌ها، کتابداران، نسخه‌پژوهان و همچنین دسترسی به فایل‌های صوتی با موضوعات تاریخ شفاهی حوزه و روحانیت و دورهمی علمی کتابداران استان قم و کارگاه‌های کتابداری از دیگر امکانات و منابع کتابخانه دیجیتال است.

راهنورد تصریح کرد: برای تسهیل مشاهده منابع دیجیتال نیاز به ثبت نام کابری و گذرواژه نیست.

وی در پایان گفت: بنابر مصوبه کمیته پیشگیری از گسترش بیماری کرونا در مرکز مدیریت حوزه علمیه، خدمات حضوری کتابخانه آیت الله بروجردی از روز شنبه 10 اسفند تا اطلاع ثانوی تعطیل است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...