شماره‌ بیست‌وسوم «پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان» با پرونده‌ ویژه‌ای درباره‌ «آینده‌ ادبیات کودک و نوجوان» منتشر شد.

شماره‌ بیست‌وسوم «پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در این پرونده و در قالب یک میزگرد با حضور فرزانه آقاپور، علی سیدآبادی، مسعود ملک‌یاری و رؤیا مکتبی‌فرد درباره‌ آینده‌ ادبیات کودک و نوجوان در ایران و جهان و نسبت پدیدآورندگان ادبیات کودک و نوجوان با مخاطبان گفت‌وگو شده است.

سرمشق‌های آینده و ادبیات کودک و چالش با پست‌مدرنیته عنوان دو مقاله‌ دیگر این پرونده از محسن هجری و مهدی حجوانی است.

سمیرا قیومی و زهرا جلائی‌فر با نگاهی به بازآفرینی‌های قصه‌ «بز زنگوله‌پا» در مقاله‌ای به این پرسش پاسخ داده‌اند که چگونه بازآفرینی‌ها در ادبیات کودک تصویر مخدوش آینده را ترمیم می‌کنند.
در بخش مقاله‌های آزاد نیز دو مقاله از سسیلیا آلوستاد و مسعود میرعلائی منتشر شده است.
در بخش لاک‌پشت پرنده هم فهرستی از بهترین کتاب‌های فصل پاییز سال ۱۳۹۵ منتشر شده است.

«پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان» با مدیرمسئولی مهدی حجوانی و سردبیری مریم محمدخانی منتشر می‌شود و از اپلیکیشن طاقچه قابل تهیه است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...