کتاب «مربای شیرین» هوشنگ مرادی کرمانی با صدای حسن علیکرمی منتشر شد.

مربای شیرین هوشنگ مرادی کرمانی با صدای حسن علیکرمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب با زمان دو ساعت و ۲۴ دقیقه در سایت «نوین‌کتاب» منتشر شده است.

در خبر انتشار این کتاب آمده است: « مربای شیرین» از جمله داستان‌های جذاب هوشنگ مرادی کرمانی که عنوان کتاب برگزیده‌ کتابخانه بین‌المللی مونیخ آلمان را نیز در سال ۱۹۹۹ کسب کرده،‌ حالا به همت «موسسه نوین کتاب» با صدای حسن علیکرمی، نویسنده، کارگردان، بازیگر تئاتر و مدرس دانشگاه شنیدنی شده است.
گره داستان با یک مسئله‌ خیلی ساده و پیش پاافتاده یعنی باز نشدن در شیشه مربا و در قالب طنز و اغراق در رویدادها شروع می‌شود و تا مدتی سبب به‌هم‌ریختگی میان خانواده‌ها و اهالی شهر می‌شود.
درواقع مرادی کرمانی با طرح یک داستان به‌ظاهر ساده تلاش دارد مخاطبان اصلی کتابش یعنی نوجوانان را به پیگیری حق و حقوق خود و اصلاح ناهنجاری‌های حتی کوچک جامعه با مطالبه‌گری درست سوق دهد.
مرضیه برومند در سال ۱۳۸۰ فیلمی سینمایی را بر اساس داستان «مربای شیرین» ساخت.
انتخاب موسیقی، میکس و مسترینگ این اثر را بهنام کلاه‌بخش برعهده داشته است.
این کتاب به نشانی novinketab.com و پلتفرم‌های عرضه کتاب در دسترس علاقه‌مندان به کتاب گویا قرار گرفته است.
کتاب «مربای شیرین» برای نخستین‌بار در سال ۱۳۷۷ توسط انتشارات معین منتشر شد و تاکنون ۲۸ بار تجدید چاپ شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...
شناخت و نقد ساختار آموزشی چین... با بهره‌گیری از محدودسازی آموزش به ارزیابی‌های کمی و هم با تاثیرگذاری سیاسی- ایدئولوژیک بر اندیشه‌های نوآموزان، آنها را از خلاقیت و آفرینشگری در گستره‌های گوناگون باز می‌دارد... برخی سیاستمداران و روزنامه‌نگاران نامدار امریکا خواستار الگوبرداری از چین در زمینه آموزش شده‌اند!... در چین نیز عبور از سد کنکور که «گائوکائو» نامیده می‌شود آسان نیست ...