نخستین جلد از مجموعه «کتاب آواژ» به دبیری محمدرضا قلی‌پور و با موضوع حقوق نویسندگان و مترجمان آثار دراماتیک، چاپ و توزیع شد.

کتاب آواژ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شماره اول دوره «کتاب آواژ» با دریافت مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد چاپ و منتشر شد. هم‌چنین نسخه PDF این کتاب به صورت رایگان در سایت نشر آواژ بارگذاری شده و قابل‌دانلود است.

دبیری «کتاب آواژ» را محمدرضا قلی‌پور، نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان تئاتر و مدیر انتشارات آواژ بر عهده دارد.

او هدف از انتشار فایل این کتاب به صورت رایگان را حمایت هرچه بیش‌تر از حقوق نویسندگان و صاحب‌نظران عرصه ادبیات و همچنین اجرای حرکتی نمادین در راستای حمایت و صیانت از قشر نویسندگان کشور بیان کرده است.

به گفته‌ی قلی‌پور، در هر شماره از «کتاب آواژ»، موضوعاتی پیرامون هنر، مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند و صاحب‌نظران و بزرگان عرصه فرهنگ و هنر، به بیان دیدگاه خود در قالب یادداشت و مقاله با موضوع مطرح‌شده خواهند پرداخت.

شماره اول «کتاب آواژ» با عنوان «نویسنده نمرده است»، حاوی نقد و یادداشت‌هایی درباره حقوق نویسندگان و مترجمان آثار دراماتیک است. ضمن آن‌که در شماره نخست «کتاب آواژ» با یادی از «آرمان امید»، نمایش‌نامه‌نویس شاخص و توان‌مند ایرانی، به معرفی و تجلیل از این نویسنده ادبیات نمایشی پرداخته شده است.

چهره‌هایی که در نخستین شماره «کتاب آواژ» قلم زده‌اند، عبارتند از: خسرو حکیم‌رابط، صدرالدین زاهد، سامی صالحی‌ثابت، فرشته فرشاد، رضا فیاضی، محمدرضا قلی‌پور، ناصح کامگاری، محمد متوسلانی، معین محب‌علیان، علی شمس، احمدرضا حجارزاده و احسان زیورعالم.

ویراستاری این مجموعه را راضیه قلی‌پور به انجام رسانده و در کنار هر کدام از نقدهای نویسندگان اولین شماره از «کتاب آواژ»، پرتره صاحب اثر نیز در قالب تصویرگری توسط زینب ندیم‌پور ترسیم شده. همچنین طراحی لوگو این کتاب را «پژواک سراج» عهده‌دار بوده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...