زرویی و سیدعلی میرفتاح فیلمنامه "خاطرات مرد ناتمام" را برای تلویزیون نوشتند.

این دو روزنامه‌نگار و طنزپرداز صاحب سبک در فیلمنامه "خاطرات مرد ناتمام" نگاهی تاریخی و طنزآمیز نسبت به وقایع دوران ملی شدن صنعت نفت ایران در فاصله سال‌های 1329 تا 1327 داشته اند.

این فیلمنامه در حال حاضر مرحله بازنویسی نهایی را می‌گذراند و بعد از پایان این مرحله، در 26 قسمت به کارگردانی "صادق کرم یار" از شبکه اول صدا و سیما پخش می‌شود.

سید علی میرفتاح - نویسنده و طنزپرداز - به تازگی نگارش مجموعه‌ای داستانی با عنوان "قصه‌های زن و شوهری" را هم به پایان برده است. این کتاب مشتمل بر 10 داستان درباره مسائل و دغدغه های زندگی زناشویی است.

"قصه‌های زن و شوهری" که در دست بازنویسی نهایی است احتمالا از سوی نشر افق منتشر می‌شود.

از سید علی میرفتاح طی روزهای گذشته کتاب "قلندران پِیژامه پوش" توسط نشر افق منتشر شده است. این کتاب مجموعه یادداشت‌های طنز این نویسنده را در بر می‌گیرد که پیش از این در ستون "کرگدن نامه" روزنامه شرق منتشر می‌شد.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...