«مردی که تاریخ را به پایان رساند و چند داستان دیگر» [The paper menagerie and other stories] اثر کن لیو [Ken Liu] و ترجمه فردین توسلیان توسط انتشارات کتاب فانوس منتشر شد. از این نویسنده پیشتر هیچ کتابی در ایران منتشر نشده بود.

مردی که تاریخ را به پایان رساند و چند داستان دیگر [The paper menagerie and other stories] کن لیو [Ken Liu]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «مردی که تاریخ را به پایان رساند و چند داستان دیگر» نوشته کن لیو با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۱۲ صفحه و بهای ۲۲ هزار تومان منتشر شد. کتاب شامل چهار داستان منتخبی از آثار کن لیو، به ترتیب با این عناوین است: «تغییر حالت»، «شب‌بوی پنهان»، «مادون زبان» و «مردی که تاریخ را به پایان رساند (یک مستند)». از این نویسنده پیشتر هیچ کتابی در ایران منتشر نشده بود.

کن لیو نویسنده چینی‌امریکایی، به سال ۱۹۷۶ در چین به دنیا آمد و از یازده‌سالگی همراه با خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. او پس از تجربه‌هایی در زمینه برنامه‌نویسی در شرکت مایکروسافت و مدتی کار وکالت، از سال دوهزار و دو به داستان‌نویسی روی آورد. فعالیت ادبی او با نوشتن داستان کوتاه آغاز شد و پس از موفقیت‌های پیاپی و کسب جایزه‌های بسیاری چون «هوگو» و «نبولا» به نگارش رمان‌های حماسی‌فانتزی روی آورد.

سبک داستان‌کوتاه‌های او چیزی میان علمی‌تخیلی و فانتزی است و موضوع‌هایی چون مهاجرت، هنر و فرهنگ شرق دور، بحران زندگی ماشینی و… در بیش‌تر آثارش به چشم می‌خورد. تا به امروز دو مجموعه داستان با نام‌های «باغ وحش کاغذی» و «دختر پنهان و داستان‌های دیگر» و رمان‌هایی چون «وقار پادشاهان» و «دیوار توفان‌ها» از لیو منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...