آئین پایانی ششمین دوره جایزه داستان نویسی «ارغوان» با یادی از ابراهیم گلستان و رضا حداد، شامگاه دیروز شنبه ۲۶ خرداد در پردیس موسیقی و تئاتر باغ کتاب، برگزار شد.

ششمین دوره جایزه داستان نویسی «ارغوان»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ابراهیم حقیقی رئیس شورای سیاستگذاری جایزه «ارغوان» درباره حداد گفت: قرار بود محمد چرم‌شیر (عضو هیأت انتخاب جایزه ارغوان) درباره رضا حداد صحبت کند اما به دلیل بیماری، نتوانست در برنامه حاضر شود.

وی با نقل قولی از کریم امامی (مترجم فقید) افزود: عمر طولانی سبب می‌شود که رنج از دست دادن عزیزان خود را شاهد باشیم و این چنین است که نظاره‌گر درگذشت دوستانی مانند کیومرث پوراحمد، آتیلا پسیانی، احمدرضا احمدی و … بودیم اما همه این دوستان وجه مشترکی داشتند؛ چیزی شبیه کاشتن نهالی، برومند کردن جوانانی، زدن پل بر رودخانه‌ای و… که سبب شده آنان در وجود همه دوستداران خود تکثیر شوند و تداوم یابند و هرگز نمی‌میرند.

در ادامه، برگزیدگان دوره‌های پیشین ارغوان که بعد از برگزیده شدن در این جایزه موفق شده‌اند کتاب‌های خود را مستقلاً منتشر کنند، به دعوت مجری برنامه روی صحنه رفتند و نکاتی را درباره موفقیت خود و تأثیری که این جایزه بر افزایش اعتماد به نفس آنان داشته که سبب شده بتوانند کتاب‌های خود را منتشر کنند، ارائه کردند. آنان نکاتی را خطاب به جوانانی که در این دوره جایزه شرکت کرده‌اند، بیان و آرزو کردند چراغ این جایزه تا سال‌های سال روشن بماند.

سپس فرهاد توحیدی، نماینده هیأت انتخاب جایزه، توضیحاتی درباره آثار رسیده به این دوره ارائه کرد و گفت: یک خبر خوب داریم و یک خبر بد؛ خبر بد اینکه امسال تعداد داستان‌های رسیده، کمتر از سال‌های قبل بود که دلیل آن را نمی‌دانیم و خبر خوب اینکه برخلاف دوره‌های گذشته که بخشی از کوشش هیأت انتخاب صرف این می‌شد که داستان‌ها را از میان ناداستان و دل‌نوشته بیابند، امسال داستان‌ها سطح کیفی بهتری داشتند که نکته مهمی است.

این نویسنده در عین حال ابراز تأسف کرد که در برخی از داستان‌های ارسال شده، ایرداهای املایی و نگارشی دیده شده و از داستان‌نویسان جوان خواست بیشتر نسبت به زبان فارسی و قوانین نگارشی آن احساس مسئولیت داشته باشند.

توحیدی با تاکید بر اینکه دوست ندارد مانند ممیزها صحبت کند، افزود: متأسفانه بعضی از قصه‌ها فضای سیاهی داشتند و هرچند گرفتاری‌های زیادی داریم اما در زندگی در کنار سیاهی، نیکویی و لطافت هم هست و امیدواریم این خوبی‌ها به داستان‌های جوانان راه یابد.

سپس اسامی برندگان از رتبه دهم تا چهارم به شرح زیر اعلام شد و آنان لوح تقدیر خود را از فرهاد توحیدی دریافت کردند.

دهم: فاطمه عسگری (همدان)
نهم: یلدا یزدانی (شیراز)
هشتم: نجیبه فیروزی (افغانستان ساکن سمنان)
هفتم: زینب محمدبیگی (تهران)
ششم: هانیه رئیسی (کرمان)
پنجم: پریا دوستی (تهران)
چهارم: زهرا شاه حسینی (کرج)

ششمین دوره جایزه داستان نویسی «ارغوان»

بخش بعدی برنامه به بزرگداشت ابراهیم گلستان اختصاص داشت و آیدین آغداشلو با حضور روی صحنه، درباره گلستان گفت: عمری با «گلستان» ها گذشت و سخت بشود آن را جمع‌بندی کرد.
او با یادآوری سخنی از جلال آل احمد درباره گلستان افزود: جلال آل احمد درباره گلستان گفت هیچ کسی را ندیدم که این چنین خود را اشرف مخلوقات بداند و ابراهیم گلستان واقعاً اشرف مخلوقات بود چون زیاد می‌دانست و زیاد خواند و زیاد کار کرد.

در ادامه، حسین سناپور به نمایندگی از هیأت داوران، بیانیه‌ای را درباره آثار این دوره از جایزه ارائه کرد.

بخشی از متن این بیانیه را در ادامه می‌خوانید:

به دوره اوج داستان‌نویسی ایران و رشد جایزه‌های ادبی در دهه ۸۰ اشاره کرد و افزود: همه‌مان می‌دانیم که وضعیت کتاب‌خوانی چندان تعریفی ندارد. می‌دانیم که وضعیت اقتصادی و سیاسی نه پولی در جیب بسیاری از کتاب‌خوان‌ها باقی گذاشته و نه دل‌ودماغی و فرصتی برای داستان‌خوانی. این است که وضع کتاب‌های داستانی، به‌خصوص داستان ایرانی، چندان خوب نیست، یا اصلاً خوب نیست.

سناپور در ادامه این بیانیه با ابراز تأسف از کم فروغ شدن داستان‌نویسی و کم‌رونق شدن جایزه‌های ادبی و نیز کمرنگ شدن نقدهای مطبوعاتی در دوره فعلی، خطاب به نویسندگان جوان افزود: اگر فردا داستان‌نویسی را رها کنید، ما تعجب نمی‌کنیم همچنانکه تعداد زیادی از نویسندگان به دلیل مشکلات گوناگون در گذشته چنین کردند اما عده دیگری نیز هستند که با همه مشکلات، همچنان می‌نویسند و ادامه می‌دهند چون می‌دانند نوشتن، مسیرِ رهایی است، رهایی از این همه تلخی و سیاهی و پوچی که دوروبرمان را گرفته است.

سپس با حضور لیلی گلستان، سناپور و احمد پوری، هیأت داورانِ جشنواره؛ جوایز برگزیدگان سوم تا اول به شرح زیر اهدا شد:

سوم: آیدا رشدی (تهران)
دوم: علی ملاصالحی (تهران)
اول: محدثه نوروزی (اصفهان)

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...