آیین پایانی پنجمین دوره جایزه کتاب سال الوند با معرفی برگزیدگان برگزار شد.

به رنگ صدا» سروده نیلوفر بختیاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم؛ در این مراسم که در مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی وابسته به دانشگاه تربیت مدرس و با همکاری انجمن علمی نقد ادبی ایران برگزار شد، ضمن تقدیر از کتاب «دریا، غروب، نم نم باران» سروده فردوسی اعظم، کتاب «به رنگ صدا» سروده نیلوفر بختیاری به عنوان کتاب سال به انتخاب «انجمن علمی نقد ادبی ایران» و کتاب «دست چپم از من جوان‌تر است» از هاله زارع نی‌ریزی به عنوان برگزیده کتاب سال به انتخاب «هیئت داوران» پنجمین دوره انتخاب شد.

در این مراسم که با اجرای علیرضا بهرامی - شاعر، روزنامه‌نگار و مستندساز - همراه بود ابراهیم خدایار، رییس انجمن نقد ادبی ایران به عنوان نخستین سخنران جلسه گفت: شعر در ایران یک کارکرد خاصی دارد اما وقتی قدم به دنیای فارسی‌زبانان جهان می‌گذاریم کارکردش فرق می‌کند. در کشورهایی که روزگاری ما ایرانیان با آنها همدل و هم‌صدا بودیم و در یک فضای مشترک نفس می‌کشیدیم از سمرقند و بخارا گرفته تا دوشنبه، دهلی، قونیه، شرق چین، وقتی امروز به این شهرها قدم می‌گذاریم زبانی که امروز سخن می‌گویند دیگر آن زبان گذشته نیست، یعنی وقتی در عصر حاضر قدم به این سرزمین‌ها و کشورها می‌گذاریم، کسانی را می‌‌بینیم که مثل ما فکر و صحبت می‌کنند دلمان باز می‌شود و احساسمان شکفته‌تر می‌شود. به این معنی همان شعری که در دیار ما به حاشیه فرو می‌رود و به آن تهمتی می‌زنند اما در آن سرزمین‌ها ما را به گذشته پیوند می‌زند و به نظر من این کارکرد کمی نیست که شعر دارد.

جلیل اکبری صحت کارگردان سینما، تهیه‌کننده و روزنامه‌نگار دیگر سخنران جلسه بود. وی با اشاره به اینکه در شهرستان‌ها استعدادهایی وجود دارد که باید دیده شوند گفت: استان همدان دارای تنوع فرهنگی و زبانی است. ترک‌ها، کردها، لرها و فارس‌ها در این استان به تفکیک شهرستان‌ زندگی می‌کنند و این باعث شده هم استعدادهای زیادی در استان باشد و هم تنوع فرهنگی در این استعدادها وجود داشته باشد.

کمال شفیعی، شاعر و پژوهشگر نیز دیگر سخنران این جلسه بود که بیان کرد: ما شعر را به عنوان میراث ملی می‌دانیم از این منظر که شعر میراث ملی ماست، نیازمندیم که گاهی شعر به دور از عینک های خاصی دیده شود و این اتفاق بسیار مبارکی است. خوشبختانه جایزه ملی کتاب شعر سال الوند امسال پربارتر از سال گذشته برگزار شد.
شفیعی در پایان به مسئولان برگزاری جایزه کتاب سال شعر الوند پیشنهاد کرد که بخش پژوهش را در کنار شعر ببینند و گفت: وقتی یک هیئت علمی دانشگاهی پشت برگزاری این رویداد قرار دارد به طور قطع کار پژوهشی در حوزه ادبیات هم باید دیده شود که این موضوع می‌تواند باعث غنای جایزه کتاب سال شعر الوند در سال‌های آینده شود.

پنجمین دوره جایزه کتاب سال الوند

اسدالله شعبانی شاعر کودک و نوجوان هم در این جلسه گفت: شعری که در کنار مردم نباشد و روایتگر مردم نباشد و اجتماعی نباشد به نظر من شعر مطلوبی نیست؛ من به یکی از شاعران نامدار گفتم که اگر شعر و کتاب شما را من به عنوان یک شاعر حرفه‌ای متوجه نشوم، مردم چگونه متوجه خواهند شد؟

وی ادامه داد: بر همین اساس شعر باید مردم را تکان دهد و موج ایجاد کند. از همین منظر شعر باید در کنار مردم باشد.

حسن گوهرپور دبیر جایزه کتاب سال الوند هم در این جلسه با اشاره به تاریخچه برگزاری جایزه و اینکه برگزار کنندگان علاقمند به برگزاری در استان همدان هستند گفت: اگرچه این جایزه امسال در تهران برگزار شد اما تمایل برگزار کنندگان این است که آیین پایانی دوره‌ها در همدان برگزار شود.

این شاعر ادامه داد: برگزاری در همدان می‌تواند یک تعامل فرهنگی بین شاعران استان همدان و شاعران دیگر استان‌ها ایجاد کند و همین باعث تغییرات در سطح فرهنگی استان بیش از پیش خواهد بود.

گوهرپور در ادامه تاکید کرد: دو دوره از جایزه به صورت غیر حضوری برگزار و نتایج از طریق رسانه‌ها اعلام شد. در این دوره سعی کردیم برگزیدگان هر سه دوره را دعوت و از آنها در یک جلسه حضور تقدیر کنیم. بنابراین در این نشست برگزیدگان سه دوره جایزه حضور دارند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...