فصلنامه فرهنگی و هنری «فردان» با پرونده ویژه حنیف قریشی، نویسنده بریتانیایی- پاکستانی منتشر شد.

فردان سوم حنیف قریشی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این فصلنامه با یادداشت مرتضی هاشمی‌پور درباره پرداختن به ادبیات کشورهای همسایه و پرونده ویژه این شماره که ادبیات پاکستان است، شروع می‌شود. سپس یادداشت محمد دهقانی درباره مجتبی مینوی با عنوان «یادداشت‌های سفر مینوی از لندن تا تهران» در بخش ارمغان مینوی آمده است.

در بخش گفت‌وگوی این شماره هم گفت‌وگوی محمد دهقانی و وحید عیدگاه طرقبه‌ای با ضیاء موحد درباره هوشنگ ابتهاج با عنوان «شعر سایه در ترازوی نقد»(شاعر مدرن یا سنتی؟) درج شده است.

«رویکرد فلسفی ارسطو در نوشتن بوطیقا» نوشته سعید هنرمند نیز در بخش فلسفه چاپ شده و بخش نظرگاه هم با این مطالب همراه است: «درباره خواندن» از سیری هوستوت با ترجمه پوریا کاظمی، «تجربه عشق نزد مارسل پروست» نوشته فردینان آلکیه با ترجمه سیداشکان خطیبی و «شعر و مرگ» از نازک الملائکه با ترجمه زهرا گلابی‌زاده.

«حنیف قریشی: خواندن و نوشتن از ریشه‌ها» پژمان طهرانیان، «نویسندگانی که نویسنده‌ام کردند» از حنیف قریشی با ترجمه پژمان طهرانیان و «چتر» از حنیف قریشی و ترجمه پژمان طهرانیان مطالب بخش ادبیات جهان هستند.

در بخش ایران در جهان این شماره فردان نگاهی به روایت سفرهای یان اشترویس هلندی شده که با عنوان «جهاندیده بسیار گوید...» نوشته عسکر بهرامی، عضو هیات علمی بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی (دانشنامه جهان اسلام) منتشر شده است.

بخش «زبان و ادبیات» نیز با این مطالب همراه است: «آموزگاری بزرگ» (یاد دکتر سیدجعفر شهیدی) نوشته ناصر رحیمی، «صدسالگی پرویز شاپور» نوشته سیدفرید قاسمی، «حسین کرد شبستری در حکایت بلوچ» نوشته محمد جعفری قنواتی و «پژواک رباعیات خیام در شعری از تی. اس. الیوت» نوشته عبدالنعم الفیا؛ ترجمه مهدی علیایی مقدم.

همچنین در بخش یادبود از احمد سمیعی گیلانی، جواد طباطبایی و ابوالفضل خطیبی یاد شده است؛ «یک قرن تلاش» (یاد احمد سمیعی گیلانی) از علی‌اشرف صادقی، «نظریه‌پرداز اندیشه ایرانشهری» (یاد جواد طباطبایی) از احمد کاظمی موسوی و «دکتر ابوالفضل خطیبی و برخی ویژگی‌های علمی و اخلاقی‌اش» نوشته سجاد آیدنلو.

داستان، طنز و معرفی و نقد کتاب از دیگر بخش‌های «فردان» هستند.

سومین شماره فصلنامه فرهنگی و هنری «فردان» با صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی مرتضی هاشمی‌پور در ۲۱۳ صفحه و با قیمت ۱۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...