عبدالرزاق گورنا [Abdulrazak Gurnah] از تانزانیا به دلیل «کاوش سازش‌ناپذیر و قانع کننده درباره اثرات استعمارگری و سرنوشت پناهجویان در شکاف میان فرهنگ‌ها و قاره‌ها» نوبل ادبیات ۲۰۲۱ را از آن خود کرد.

عبدالرزاق گورنا [Abdulrazak Gurnah]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جایزه نوبل ادبیات به عنوان یکی از جوایز مطرح ادبی در سطح جهان، امروز برنده سال ۲۰۲۱ خود را شناخت و عبدالرزاق گورنا از تانزانیا (۷۲ ساله) به دلیل «کاوش سازش‌ناپذیر و قانع کننده درباره اثرات استعمارگری و سرنوشت پناهجویان در شکاف میان فرهنگ‌ها و قاره‌ها» این جایزه را از آن خود کرد.

پاداش نقدی جایزه نوبل ۱۰ میلیون کرون سوئد معادل یک میلیون و ۱۰۰ هزار دلار است که معمولاً همراه با یک مدال و دیپلم افتخار طی مراسمی در استکهلم و اسلو به برندگان هر شاخه اعطا می‌شود؛ اما مراسم اهدای جوایز امسال نیز به رسم سال گذشته به دلیل شیوع کرونا به صورت مجازی برگزار می‌شود و مدال و لوح از طریق سفارت به دست برنده می‌رسد.

تاکنون هیچ اثری از این نویسنده به فارسی ترجمه نشده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...