آلیس زنیتر [Alice Zeniter] نویسنده فرانسوی جایزه ادبی و گران‌قیمت دوبلین [international dublin literary award 2022] را برای رمان «هنر از دست دادن» [L'Art de Perdre] کسب کرد.

آلیس زنیتر [Alice Zeniter] هنر از دست دادن» [L'Art de Perdre]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، جایزه ادبی دوبلین با حمایت شورای شهر دوبلین در ایرلند جنوبی برگزار می‌شود و گران‌ترین جایزه‌ای است که به یک رمان نوشته‌شده به زبان انگلیسی اعطا می‌شود.

هیات داوران این جایزه ادبی امسال در نهایت رمان فرانسوی‌زبان «هنر از دست دادن» نوشته آلیس زنیتر را با ترجمه‌ فرانک وین به زبان انگلیسی به عنوان برنده جایزه نقدی ۱۰۰ هزار پوندی برگزید.

این جایزه ادبی محدویت زبانی ندارد و در صورتی که اثری ترجمه‌شده برنده شود ۲۵ درصد از جایزه نقدی آن به مترجم اثر به زبان انگلیسی خواهد رسید.

«آلیس زنیتر» پس از معرفی به عنوان برنده این جایزه در جریان جشنواره بین‌المللی ادبی دوبلین گفت: «این شگفت‌انگیز است که می‌بینم این کتاب چگونه زندگی خاص خود را دارد. چون وقتی نگارش آن را تمام کردم و به ناشرانم دادم، به من گفتند که احتمالا ترجمه نمی‌شود و اگر بشود هم در خارج از کشور فروخته نمی‌شد، چون موضوع رمان فرانسوی بود. من درباره ویرانه‌های امپراتوری استعماری خود صحبت می‌کردم و چه کسی در خارج از کشور به آن علاقه‌مند است؟».

رمان «هنر از دست دادن» یک داستان چند نسلی است که مهاجران الجزایری فرانسه را به تصویر می‌کشد که یکی از پیامدهای حضور تاریخی استعماری آن در این کشور است. در مرکز بخش معاصر داستان، نعیمه یک زن جوان معمولی فرانسوی قرار دارد که در تلاش است درباره تاریخچه خانواده‌اش که از الجزایر به فرانسه آمده‌اند، مطلع شود. در مجموع ما داستان سه نسل را داریم.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...