رمان «تحصیل‌کرده» [Educated : a memoir] نوشته تارا وستوور [Tara Westover] با ترجمه علی ایثاری‌کسمایی منتشر شد.

تحصیل‌کرده [Educated : a memoir] تارا وستوور [Tara Westover]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۴۹۶ صفحه با شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۶۶هزار تومان توسط نشر آموت منتشر شده است.

نوشته پشت‌ جلد کتاب: نویسنده با بیانی شیوا و خواندنی، داستان زندگی‌اش را می‌نویسد و چنان به صراحت از فضای خانوادگی خود پرده برمی‌دارد که همه مخاطبان را تا آخر کتاب با خود همراه می‌کند. این دختر جوان که تا سال‌ها شناسنامه ندارد و به اجبار خانواده مجبور است کار کند، به سختی تحصیل می‌کند و دنیای تازه‌ای برای خود می‌سازد و سرآخر به دانشگاه‌های معروف امریکا مثل کمبریج و هاروارد می‌رسد. 

کتاب «تحصیل‌کرده» به عنوان یکی از ۱۰ کتاب برتر سال ۲۰۱۸ انتخاب شد و بیش از ۶۲ هفته در لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز قرار داشت. 

تارا وستوور در سال ۱۹۸۶ در آیداهو به دنیا آمد. سال ۲۰۰۸ از دانشگاه بریگام یانگ لیسانس گرفت و پس از آن در دانشگاه کمبریج با بورسیه (بیل و ملیندا) گیتس به تحصیل ادامه داد. سال ۲۰۰۹ از کالج ترینیتی کمبریج، فوق لیسانس فلسفه گرفت و سال ۲۰۱۰ دانشجوی پژوهشگر تمام‌وقت هاروارد شد. تارا وستوور به کمبریج برگشت و سال ۲۰۱۴ مدرک دکتری تاریخ را از این دانشگاه گرفت. این کتاب نخستین اثر اوست. 

علی ایثاری‌کسمایی متولد ۱۳۲۵ در روستای کسما در گیلان، روزنامه‌نگار و مترجم پیشکسوت است که از او پیش از این دو کتاب معروف و پرفروش «تاریخچه خصوصی خانه» و «صعود زندگی من» در نشر آموت منتشر شده است. 

[این رمان پیش از این با ترجمه منیره ژبان طبسی توسط انتشارات آزرمیدخت منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ..............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...