محمد امبوگار سر [Mohamed Mbougar Sarr]، نویسنده جوان فرانسوی‌زبان اهل سنگال برای رمان «رازآمیزترین خاطره انسان» [The Most Secret Memory of Men] برنده جایزه گنکور 2021 شد.

محمد امبوگار سر [Mohamed Mbougar Sarr] رازآمیزترین خاطره انسان» [The Most Secret Memory of Men]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، هیئت داوران جایزه گنکور رمان «رازآمیزترین خاطره انسان» نوشته محمد امبوگار سر را -که از سوی نشر فیلیپ‌ری در فرانسه منتشر شده بود- برنده جایزه گنکور در سال 2021 معرفی کردند.

«رازآمیزترین خاطره انسان» چهارمین رمان محمد امبوگار سر نویسنده سنگالی است که محبوب‌‌ترین و پرطرفدارترین رمان پاییز ادبی فرانسه بوده و در فهرست تقریبا همه جوایز مهم ادبی فرانسوی نظیر رنودو، مدیسی، دسامبر و فمینا حضور داشته و حالا هم جایزه گنکور، مهم‌ترین جایزه ادبی فرانسه را به خود اختصاص داده است؛ رمانی که از زمان انتشار تاکنون به بیش از 22 زبان نیز ترجمه شده است.

نویسنده سنگالی پیش از این برای این انتشار رمان موفق شده بود بورسیه نویسندگان را ازسوی بنیاد ادبی ژان-لوک لاگاردر دریافت کند و نیز جایزه ترانس‌فیوژ فرانسه را از آن خود کند.

داستان این رمان درباره یک نویسنده جوان سنگالی به نام دیگان فی است که به جستجوی نویسنده رمان «لابیرنت غیرانسانی» که دهه‌هاست از حافظه جمعی ناپدید شده، برمی‌آید. تی. سی الیکان نویسنده مرموز این کتاب منحصربه‌فرد است که در سال 1938 میلادی منتشر شده. راوی داستان هشتاد سال بعد از ناپدیدشدن نویسنده‌ای که با خواندن رمانش تکانی سخت خورده، تصمیم می‌گیرد تا او را پیدا کند. این رمان داستان نویسندگان، ادبیات، خانواده، سیاست و عشق است.

محمد امبوگار سر، نویسنده 31 ساله فرانسوی‌زبان زاده سنگال است. او در سال 2014 نیز برنده جایزه استفن هسل برای داستان کوتاه «انبار» شده بود. برای انتشار نخستین رمانش با عنوان «زمین محاصره‌شده» جایزه متیس فرانسه را در سال 2015 و جایزه احمادو کوروما را در سال 2016 برنده شد؛ و با دومین رمانش «سکوت همسرایان کر» برنده جایزه ادبی پورت دوره در سال 2018 شد. ابموگار سر با سومین رمانش «مردان پاک» جایزه صداهای فرانسوی را به خود اختصاص داد.

سال گذشته اروه لوتلیه برای رمان «نابهنجار» -که با عنوان «ایرادی در کار است» اخیرا به زبان فارسی منتشر شده است- موفق شد جایزه گنکور 2020 را از آن خود کند.

جایزه «گنکور» مهم‌ترین و معتبرترین جایزه ادبی در فرانسه به شمار می‌آید که در پی وصیت ادمون دو گنکور به سال ۱۸۹۶ بنیان گذاشته‌ شد و هرساله به بهترین کتاب داستانی انتشاریافته به زبان فرانسه طی همان سال تعلق می‌گیرد.

اگرچه برنده این جایزه تنها مبلغی ناچیز معادل ۱۰ یورو دریافت می‌کند؛ اما جایزه غیررسمی «گنکور» -که فروش بالای رمان برنده را برای نویسنده‌اش به ارمغان می‌آورد- بسیار باارزش‌تر از جایزه اصلی است.

از برندگان سرشناس این جایزه می‌توان از مارسل پروست در سال ۱۹۲۹، سیمون دو بووار در سال ۱۹۵۴ و پاتریک مودیانو برنده نوبل ادبیات سال ۲۰۱۴ نام برد.

................ هر روز با کتاب ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...