زهره قایینی از ایران برنده جایزه ترویج‌گر برجسته خواندن ایبی- آی رید IBBY-iRead سال ۲۰۲۲ شد.

زهره قایینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، زهره قایینی از سوی دو نهاد معتبر ادبیات کودکان در جهان نامزد جایزه‌ ایبی- آی‌رید سال ۲۰۲۲ شده بود، و امروز برگزیده این جایزه شده است.

جین کرز Jane Kurz، ترویجگر از کشور کانادا نیز دیگر برنده این جایزه شد.

جایزه‌ ترویج‌گر برجسته‌ خواندن ایبی- آی‌رید IBBY-iRead (من می‌خوانم) را «بنیاد آی‌رید شنژن» با همکاری «دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان» (ایبی)، برای قدردانی از ترویجگران برجسته‌ کتاب‌خوانی در گستره‌ جهانی، بنیاد گذاشته است. دو نهاد معتبر ادبیات کودکان، شورای کتاب کودک به‌عنوان شاخه‌ ملی ایبی در ایران، و شاخه‌ ملیِ ایبی در کشور کانادا، امسال زهره قایینی را به عنوان نامزد این جایزه معرفی کرده‌ بودند.

نادر موسوی، نویسنده، آموزشگر و مروج کتابخوانی در میان کودکان و نوجوانان افغانستانی مناطق مهاجرنشین ایران نیز دیگر نامزد معرفی‌شده از سوی شورای کتاب کودک برای دریافت جایزه ایبی- آی‌رید ۲۰۲۲ بود.

زهره قایینی مدرس، نویسنده و پژوهشگر در گستره‌ فرهنگ و تاریخ کودکی، از پایه‌گذاران «موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان»، یکی از دو نویسنده‌ اصلی مجموعه‌ ده‌جلدی «تاریخ ادبیات کودکان» و نویسنده‌ کتاب «تصویرگری کتاب‌های کودکان» است. او در حال حاضر مدیریت مؤسسه‌ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان و برنامه‌ ترویج کتابخوانی «با من بخوان» را بر عهده دارد.

معیارهای انتخاب نامزد برای این جایزه عبارت است: پایداری، اثرگذاری، الهام‌بخشی، کاوشگری و نوآوری در اجرای پروژه‌های کتابخوانی. پایبندی و احساس مسئولیت در ایجاد عشق به خواندن، توانمند کردن کودکان در امر خواندن در مناطق محروم و بی‌ثبات و تداوم آن. این کار می‌تواند فعالیت‌های مختلفی را دربر بگیرد از قبیل: ایجاد پروژه‌های کتابخوانی و اجرای فعالیت‌های پویا در این پروژه‌ها، ترویج مؤثر خواندن و راهبردهایی در این راستا و حمایت از حق کودکان برای خواندن.


................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...