کتاب «۵۰ پرسش درباره بدن» [50body questions: a book that spills its guts] نوشته تانیا لوید کی [anya Lloyd Kyi] با ترجمه فروغ فرجود توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شد.

۵۰ پرسش درباره بدن [50body questions: a book that spills its guts] نوشته تانیا لوید کی [anya Lloyd Kyi]

به گزارش مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتاب‌های طوطی» است که واحد کودک و نوجوان این‌انتشارات منتشر می‌کند.

نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۱۴ چاپ شده و تصویرگری‌اش هم توسط راس کینارد انجام شده است. حق چاپ این‌اثر در ایران هم، توسط ناشر از انتشارات آنیک در آمریکا خریداری شده است.

مطالب این‌کتاب برای گروه سنی نوجوان تنظیم شده و ۵۰ پرسش و پاسخ درباره قسمت‌های مختلف بدن و کاربردهایشان را شامل می‌شود. اولین پرسش کتاب چنین است: «آیا دستگاه گوارش شما خوب کار می‌کند؟» و پنجاهمین پرسش هم از این‌قرار است: «آینده نسل بشر چه خواهد بود؟»

این‌کتاب به‌جز مقدمه، نتیجه‌گیری‌ و واژه‌نامه توصیفی، ۷ فصل اصلی دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: فرایند گوارش، پیوندهای خونی، شکل و عملکرد بدن، مهاجمان مسلح، نقش حواس در بدن، علمکرد مغز،‌ چقدر تکان‌دهنده!

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

در سال ۱۹۰۴ و در مرکز ورزشگاه اُلمپیای لندن، جورج هاکن اشمیت، بوکسور روسی معروف به «شیر روس» در مقابل احمد مادرالی، بوکسور قدرتمند ترک معروف به «ترک مخوف» قرار گرفت. آن دو نفر وارد رینگ بوکس شدند. آن‌ها با جاخالی‌دادن مسابقه را شروع کردند. بعد جورج، احمد را از زمین بلند کرد، او را بالا برد و بر زمین کوبید. پرتاب او چنان نیرویی داشت که بازوی احمد از جا در رفت؛ مسابقه ۴۴ ثانیه پس از شروع، به پایان رسید!
شیر روس مدت چهارده سال مقام قهرمانی بوکس سنگین‌وزن جهان را داشت. جورج با وجود هیکل و قدرتی که داشت، به عنوان شخصی متفکر شناخته می‌شد؛ شخصی که جنبه‌های علمی تندرستی را در نظر داشت. برای مثال او می‌دانست با وارد کردن حداکثر فشار به بدن و سپس استراحت‌دادن به آن، می‌تواند سریع‌تر قوی شود.

این‌کتاب با ۱۰۶ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۳۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...