کتاب «ماجراهای دوشیزه پتی‌فور» [The Adventures of Miss Petitfour] نوشته آن مایکلز [Anne Michaels] با ترجمه نیلوفر دهقانی نیل توسط انتشارات آفرینگان منتشر و راهی بازار نشر شد.

ماجراهای دوشیزه پتی‌فور» [The Adventures of Miss Petitfour]  آن مایکلز [Anne Michaels]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات Panguin Random House منتشر شده است.

آن مایکلز مولف این‌کتاب، شاعر و نویسنده کانادایی است که سال ۱۹۵۸ متولد شده و ۶۴ سال دارد. داستان کتاب پیش‌رو درباره خانم پتی‌فور است که کیک‌های خامه‌ای خیلی خوشمزه درست می‌کند و اصلا اسمش هم به این‌دلیل پتی‌فور است که یکی از قدیمی‌های خاندانش یک کیک‌ خامه‌ای خوشگل به اسم پتی‌فور ابداع کرد. خانم پتی‌فور ۱۶ گربه دارد که در داستان و ماجراجویی‌هایش شریک‌اند. او در انتخاب رومیزی برای پرواز با گربه‌هایش خیلی حساس است و برای هر روزی که هوا آفتابی، بارانی یا ارغوانی و خاکستری باشد، پارچه‌های مختلفش را انتخاب می‌کند.

در ابتدای کتاب، دوشیزه پتی‌فور و گربه‌هایش معرفی می‌شوند و سپس داستان با این‌پنج‌فصل دنبال می‌شود:

دوشیزه پتی‌فور و تق‌تقِ قاشق، دوشیزه پتی‌فور و خرت‌وپرت‌ها، دوشیزه پتی‌فور و پِنی‌بلک، دوشیزه پتی‌فور و پنیر چدار تولد، دوشیزه پتی‌فور و صدای «اوووم».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

پنی‌بلک بر فراز خانه‌ها و مزارع اوج می‌گرفت و سمت شهر می‌رفت. دوشیزه پتی‌فور و گربه‌هایش با فاصله کمی دنبالش بودند. تمبر تاب می‌خورد و شناور بود، بالا می‌رفت و پایین می‌آمد، و در تندباد برفی می‌رقصید و می‌چرخید. دوشیزه پتی‌فور چندبار دستش را دراز کرد و نزدیک بود آن را بگیرد، اما هربار تندباد دیگری تمبر را از او دور می‌کرد.
حالا طناب گربه‌ای بر فراز نانوایی آقای پاتل تاب می‌خورد. همین‌طور که آن‌ها داشتند رد می‌شدند، تمبر لرزید و معلق ماند و بعد خیلی آرام، به قدری آرام که به نظر می‌رسید بی‌حرکت ایستاده، به‌نرمی گوشه دودکش نشست. دوشیزه پتی‌فور رومیزی‌اش را با مهارت تنظیم کرد و همراه مینکی، میستی، تافی،‌ پرشیا، پایرت، ماسترد، موتارد، همدلا، اییرینگ، گریگوروویچ، کلسبی، کپتن کپتن، کپتن کاتین، کپتن کلوتس‌پین، یور شاینس و سیزلز شروع کرد به پایین رفتن به طرف پشت‌بام. همان لحظه که _ متاسفانه باید بگویم _ ناشیانه با کپه گربه‌ای فرود آمد، گوشه تمبر بلند شد و پنی‌بلک دوباره پرواز کرد.

این‌کتاب با ۱۲۷ صفحه مصور رنگی، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۴۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...