«سی‌ونه پله» [The Thirty-Nine Steps] نوشته‌ جان بوکان [John Buchanبا ترجمه‌ شیوا مقانلو توسط نشر صاد منتشر شد.

سی‌ونه پله» [The Thirty-Nine Steps] جان بوکان [John Buchan]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این اثر را در جرگه یکی از معروف‌ترین رمان‌های کلاسیک در حیطه ادبیات جاسوسی-معمایی می‌دانند که داستانش ابتدا در پاورقی مجله بلک‌وود به چاپ رسید اما بعدها در قالب کتاب منتشر شد.

فضای مسلط بر این روایت «تعقیب‌ و گریز» به عنوان یکی از دستمایه‌های اصلی سینمای هالیوود درآمد و در آثار سینمایی متعددی مورد استفاده قرار گرفت. مهمترین اقتباس سینمایی از این اثر، فیلم «سی‌ونه پله» آلفرد هیچکاک است که در سال ۱۹۳۵ ساخته شد.

قصه «سی‌ونه پله» از این قرار است که ریچارد هنی افسر اطلاعات انگلستان که به‌تازگی از رودزیا در آفریقای جنوبی آمده تا زندگی تازه‌ای را شروع کند، در آپارتمانش با مردی عجیب مواجه می‌شود که او را دعوت به شنیدن داستانش می‌کند، داستانی که اینگونه شروع می‌شود: «ببخشید، امشب کمی عصبی‌ام. می‌دانید، من از قرار الان مُرده‌ام»...

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...