مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند


زن رفته است؛ ناگهانی. حالا همان کارهای ساده‌ای که قبلا به چشم نمی‌آمد - مثل آماده کردن صبحانه - هر کدام تبدیل به پروژه!ای بزرگ، سخت و پیچیده شده است.
مادر رفته است؛ در سکوت.
و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند.
آقای هافمن بیدار شو! خانمِ راننده! پیاده شد.

ببینید:

کرامر علیه کرامر | رابرت بنتون | 1979 م.
...

رمان «کرامر علیه کرامر»[kramer vs. kramer] نوشته‌ی ایوری کورمن [averycorman] در سال 1977 منتشر و دو سال بعد با کارگردانی رابرت بنتون بر روی پرده سینما رفت. این اقتباس خوش‌ساخت در 9 رشته نامزد جایزه اسکار شد و در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت.

دغدغه‌ی اصلی کورمن در «کرامر علیه کرامر» تقسیم وظایف والدین در خانه و نیم‌نگاهی به حقوق شخصی زن (شاید در بخشهایی همراه با نظرات فمینیستی) و مواجهه با ارزشهای یک جامعه‌ی مردسالار است.

«جوآنا»(مریل استریپ) که احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است؛ برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک و پسرش «بیلی» را با پدرش «تد» تنها می‌گذارد... تد (با بازی درخشان داستین هافمن) که در محل کار شخصیت جذاب و موفقی دارد اما در خانه و در قامت یک همسر یا پدر، هیچ حرفی برای گفتن ندارد؛ اکنون با بحران بزرگی روبرو شده است... با درخواست طلاق جوانا و اختلاف بر سر حضانت بیلی، ماجرا به اوج خود می‌رسد.

کرامر علیه کرامر [kramer vs. kramer] ایوری کورمن [averycorman]

کورمن به جز این رمان، 8 کتاب دیگر نیز در کارنامه‌ی خود دارد؛ اما فقط این اثر او در ایران ترجمه شده است. «کرامر علیه کرامر» یک بار با ت‍رج‍م‍ه‌ شهرام پ‍وران‍ف‍ر، با عنوان «ج‍دائ‍ی‌» (ت‍وس‍ط ان‍ت‍ش‍ارات‌ اک‍ب‍ات‍ان‌) در سال 1362 و یک بار با ت‍رج‍م‍ه‌ ش‍اه‍رخ‌ وزی‍ری‌ با همان عنوان اصلی (توسط نشر خامه) به سال 1367 م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.

تذکر: فیلم حاوی صحنه‌های محدود جنسی‌ست.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...
از ذهنیتی که در میان نظامیان ترک درباره‌ی سلسله‌مراتب و برتری فکری وجود دارد و این‌که چه‌قدر با سوء‌تفاهم‌ها و ظواهر درآمیخته سخن می‌گوید... همان‌گونه که اسب مهتر بی‌هیچ شناختی حرکت اسب مقابل‌اش را تقلید می‌کند، انسان عاری از آگاهی هم به تقلیدی کور از همنوعان‌اش دست می‌زند... مردم را به خاطر کمبود مطالعه و اسارت بی‌قیدوشرط‌شان در برابر سنت‌های خالی از تعقل و خرافه‌های موروثی از نیاکان‌شان، به باد انتقاد می‌گیرد ...
یک مضحکه‌ی کامل! در اینجا، همه، جز تماشاگر، در عین‌حال هم فریب‌دهنده‌اند و هم فریب‌خورده. کمدی عظیمی که در آن تغزل با هزل گزنده‌ای همراه است و اختلاطی به وجود می‌آورد که در بعضی لحظات یادآور سبک کلودل است... با حیله‌ی بسیار خشنی در ماجرای مشکوکی درگیر می‌شود، در دادگاهی محاکمه، محکوم، تیرباران و به خاک سپرده می‌شود تا با نامی دیگر و در لباس یونیفورم تجدید حیات کند ...
دوربین از چه زاویه ‌دیدی زنان فیلم را به نمایش درمی‌آورد؟ کدام وجه در نگاه دوربین غلبه دارد؛ وجه اروتیک یا وجه اجتماعی؟ ... با استفاده از آرای فروید و لکان، بعد روانکاوانه‌ی نظریه‌های فمینیستی را غنی کرده و به وجه لذت‌مدارانه سینما (تماشابارگی) پرداخته است... تاریخچه‌ای از حضور زنان در عرصه‌ی فیلم و مهم‌ترین فیلم‌های آنان... واکاوی شمایل یک قهرمان زن در چهارچوب یک ژانر متفاوت ...
در یک خانواده‌‌ کاملا بی‌کتاب بزرگ شدم... کل ادبیات آلمان را بلعیده‌‌ام... وقتی شروع به نوشتن کردم، در وضعی بودم که مودبانه‌‌اش می‌‌شود «نوکر خارجی»... جوان بودم که وارد سرویس اطلاعاتی شدم... یک میهن‌‌پرست می‌‌تواند کشورش را نقد کند، همچنان دلبسته‌‌اش باشد و مسیر دموکراسی را طی کند. اما یک ناسیونالیست به دشمن نیاز دارد... مردم خیال می‌‌کردند بعد از جنگ سرد دیگر قرار است اوضاع خوب باشد و دیگر دنیا به جاسوس‌‌ها نیازی نداشته باشد ...