کرگدن بامزه | ایران


این روزها که کودکان در جهانی پرهیاهو زندگی می‌کنند، داستان‌ها همچنان دلنشین‌ترین و امن‌ترین پناهگاه‌ برای رشد عاطفی و خیال‌پردازی آنهاست. این‌بار، مجموعه محبوب «قصه‌هایی برای دوست داشتن» در کتاب چ (بخش کودک و نوجوان نشر چشمه)، میهمان تازه‌ای دارد: «توبی» [Lionel]، کرگدن آبی بسیار بزرگ با قلبی مهربان. او آمده است تا به بچه‌ها یادآوری کند متفاوت بودن، دست‌وپاچلفتی بودن، حتی اشتباه کردن، پایان دنیا نیست؛ گاهی وقت‌ها همین ویژگی‌ها که خیال می‌کنیم مشکل بزرگی‌اند، تبدیل به نقطه قوت ما می‌شود.

توبی؛ کرگدنی که می‌خواست با همه بازی کند» [Lionel] اثر لو کل [Lo Cole]

کتاب خوش‌رنگ و پرشور «توبی؛ کرگدنی که می‌خواست با همه بازی کند» اثر لو کل [Lo Cole] با ترجمه نیلوفر کشتیاری، شادی، پذیرفتن اشتباه و دوست‌یابی را به کودکان ۳ سال به بالا می‌آموزد. این کتاب با تصویرگری جسورانه، طنزی بامزه و روایتی ساده اما پراحساس از همان صفحه‌ اول کودک را جذب می‌کند. توبی آن‌قدر بزرگ است که گاهی توی یک صفحه جا نمی‌شود و مهم‌تر از آن، آن‌قدر هیجان‌زده است که اغلب پیش از آنکه به هیکل بزرگش فکر کند، وارد بازی با دوستان ریزه‌میزه خود می‌شود. همین اشتیاق کنترل‌نشده، او را وارد ماجراهایی می‌کند که خنده‌دار و آموزنده است. همین بامزگی با ظرافتی خاص به کوچولوها درک حجم، ظرفیت و اندازه‌ بزرگی یا کوچکی را می‌آموزد و اینکه هر کسی با توجه به شرایطش می‌تواند کاری انجام بدهد.

ماجراهای توبی در دنیایی پر از پرندگان ماشین‌سوار، موش‌های موسیقی‌دان و حیوانات آشپز شکل می‌گیرد. هر بار که توبی به جمع آنها می‌پیوندد، فاجعه‌ای رخ می‌دهد. مثلاً اتوبوسی زیر وزن او طاقت نمی‌آورد و خم می‌شود. با صدای گوشخراش آواز می‌خواند و ارکستر موش‌های کوچک را به هم می‌زند. توبی حتی نتوانست با هیکل گنده‌اش هنگام پخت شیرینی به دوستانش کمک کند و شاخ او کتاب را سوراخ می‌کند. این سوراخ واقعی روی صفحه کتاب و بالای شاخ توبی، خلاقیتی‌ است که ذهن کودک را بیشتر درگیر می‌کند؛ یک بازی تصویری هوشمندانه که کودک را شگفت‌زده می‌کند و بخشی از طنز دیداری کتاب است. توبی در نهایت از اشتباهاتش خسته و غمگین می‌شود. خودش را روی آب غوطه‌ور می‌کند و وقتی در سکوت آرامش پیدا می‌کند، ایده‌ای جالب در ذهنش جرقه می‌زند: ساختن بزرگ‌ترین قایق کرگدنی جهان. او با فکری خلاقانه، دوستان کوچک زیادی پیدا می‌کند. حیواناتی که بلد نیستند شنا کنند روی پشتش سوار می‌شوند و او تبدیل به باحال‌ترین قایق-گَدَن برای دوستانش می‌شود. این کتاب می‌آموزد که اندازه آدم‌ها، توانایی‌ها یا اشتباهات‌شان، تعریف‌کننده ارزش آنها نیست و فقط دل بزرگ و تلاش آنها برای یافتن راهی بهتر اهمیت دارد.

چرا توبی انتخاب خوبی است؟
این کتاب ارزشمند است، زیرا باعث تقویت عزت نفس و درک تفاوت‌ها در کودکان می‌شود. توبی نمادی از بچه‌هایی است که پرانرژی، مشتاق، هیجان‌زده و گاهی بی‌دقت‌ هستند. بسیاری از کودکان احساس می‌کنند زیادی پرشور، شلوغ یا متفاوت هستند. این کتاب به بچه‌ها می‌آموزد: «تو کافی هستی؛ فقط باید راه خودت را پیدا کنی.»

والدین هم هنگام خواندن کتاب کمک می‌کنند تا کودک احساساتش را بشناسد و خودش را همان‌طور که هست دوست بدارد. دومین ویژگی کتاب آموزش مهارت‌های اجتماعی با زبان قصه است. توبی با موقعیت‌های ساده و کودکانه، مفاهیمی چون رعایت نوبت، توجه به کوچک‌ترها، کنترل هیجان، حل مسأله، کار گروهی بدون قهر و ناراحتی را می‌آموزد و این آموزش مهارت‌ها به شکل تجربی در جریان روایتی شاد انجام می‌شود. سومین مزیت آن، تقویت تفکر خلاق و ناامید نشدن در هر شرایطی است: توبی پس از ناکامی‌های مختلف، به‌جای گریه کردن یا کنارکشیدن، به فکر راه‌حل می‌افتد. دیگر ویژگی مثبت جذابیت بصری و تقویت حس زیبایی‌شناسی است. لو کل، نویسنده انگلیسی به‌دلیل مهارت در تصویرگری، صفحه‌هایی خلق کرده که کودک را به کشف جزئیات دعوت می‌کند. رنگ‌های زنده، ترکیب‌بندی‌های جسورانه و شخصیت‌های بامزه، ذهن کودک را فعال نگه می‌دارند و او بارها می‌خواهد آن را دوباره برایش بخوانید. «توبی؛ کرگدنی که می‌خواست با همه بازی کند» کتابی است درباره شور زندگی، اهمیت دوستی و زیبایی و اینکه همه یک شکل و یکسان نیستند؛ اما می‌توانند شخص مهمی باشند. این کتاب با تصویرهایی جسورانه و داستانی ساده، اما پراحساس، قلب کودکان و ذهن والدین را به یک اندازه تسخیر می‌کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...