مجموعه روایت‌های تصویری توران میرهادی از دوره‌های مختلف زندگی با نام «پس از توران» منتشر شده است.

مستندی از زندگی توران میرهادی: پس از توران

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازایسنا، فصل اول این مجموعه که در صفحه‌های مجازی توران‌خانم منتشر می‌شود به «کودکی» توران میرهادی، چهره فقید ادبیات کودک و نوجوان اختصاص دارد. تاکنون چهار بخش از فصل نخست این مستند با نام‌های «چرا این فیلم را ضبط می‌کنم؟»، «گوشه‌ عروسک‌هایش»، «صندوق‌دار برادر» و «زنگ نقاشی» پخش شده است.

بنا بر اعلام شورای کتاب کودک، این مجموعه که بیش از هفت ساعت مرور خاطرات توران میرهادی به روایت او است، ۲۱ سال پس از ضبط، در اپیزودهای پنج تا ده‌دقیقه‌ای در روزهای پنج‌شنبه‌ هر هفته از صفحه‌های مجازی توران‌خانم منتشر می‌شود و به زودی به صورت پادکست نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

توران میرهادی از خانواده خواسته بود این امانت پس از درگذشتش و در زمان مناسب در اختیار علاقه‌مندان قرار بگیرد.

این مجموعه به کوشش نوید بلوچ در سال ۱۳۷۹ ضبط ویدئویی شد و با همکاری و مشورت‌های رخشان بنی‌اعتماد، مجتبا میرتهماسب، فواد خاک‌نژاد و حدیث رحمانی به شکل کنونی رسیده است.

شما می‌توانید مجموعه «پس از توران» را در این آدرس‌ دنبال کنید.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...