کتاب «برادر بزرگ‌تر» نوشته هانس پترسون و ترجمه مینو قالیچی برای هفتمین مرتبه بازنشر شد تا شمارگان آن در مجموع به ۸۵هزار نسخه برسد.

برادر بزرگ‌تر هانس پترسون

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب برای اولین بار در سال ۱۳۶۳ با بازنویسی فرشته طائرپور از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

در خلاصه داستان این کتاب آمده است: خانه ماتیاس در آخرین طبقه یک ساختمان بلند قرار داشت. او تنها بچه‌ای بود که در آن ساختمان زندگی می‌کرد. هر روز با عجله از بالا به حیاط ساختمان می‌آمد و گل‌هایی را که در آنجا کاشته بود نگاه می‌کرد. او بارها مارتین و اریک را دیده بود که با موتورسیکلت خود به آنجا می‌آمدند و نامه‌ها و بسته‌های خانواده‌ها را به آن‌ها می‌دادند. زمانی که سرایدار ساختمان، باغچه کوچک او را بیل کاری کرد و گل‌های او را از بین برد، آن دو برادر دسته گل کوچکی به ماتیاس هدیه دادند و این شروع دوستی آن‌ها بود. دوستی با آن‌ها به‌تدریج ماتیاس را از تنهایی درآورد، به‌خصوص زمانی که آن‌ها جیم جیم را به او هدیه دادند و...

کتاب ۹۶ صفحه‌ای «برادر بزرگ‌تر» برای گروه سنی بالای ۱۲ سال «نونگاه» در ۱۰ فصل به رشته تحریر در آمده است.

این کتاب با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، فروشگاه اینترنتی محصولات کانون و فروشگاه‌های محصولات فرهنگی هنری در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...