دوره سه جلدی مجموعه آثار سیدعلی صالحی در نشر نگاه تجدید چاپ شد.

مجموعه آثار سه‌جلدی سیدعلی صالحی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مجموعه سه‌جلدی شعرهای سیدعلی صالحی در ۳۰۰۰ صفحه تجدید چاپ و در بازار کتاب توزیع شده است که از این میان، جلد نخست به چاپ نهم رسیده است.

این سه‌دفتر شامل شعرهای صالحی از سال ۱۳۵۲ تا اواخر دهه هفتاد شمسی است که به ترتیب در چاپ‌های نهم، چهارم و سوم هستند. از صالحی طی دهه هشتاد و نود نیز چندین کتاب شعر تازه منتشر شده است که در آینده از تجمیع این دفترها، جلد چهارم مجموعه آثار این شاعر تهیه و منتشر خواهد شد.

کتاب خاطرات سیدعلی صالحی (زندگی‌نامه) با عنوان «راه دور» که دو ماه پیش از سوی نشر چشمه به بازار آمد و سه چاپ از آن توزیع شد، اکنون به چاپ چهارم نزدیک می‌شود.

صالحی ضمن اعلام این اخبار، درباره فعالیت‌های حال حاضر خود توضیح داد: قریب به دو سال پیش بازسرایی انجیل یوحنا را شروع کرده‌ام و اگر عمری باقی بود، سرانجام آن را به پایان خواهم رساند.

صالحی پیش از این طی دهه‌ هفتاد و هشتاد بازسرایی کتاب مقدس (عهد عتیق) را شروع و به پایان رسانده بود. هنوز اعلام نشده است که این حجم از کار را کدام ناشر منتشر خواهد کرد. به گفته صالحی دفتر عهد عتیق قریب به ۲۰۰۰ صفحه در قطع رقعی است.

پیش از این و در اوایل دهه ۶۰، بازسرایی یَشت‌ها و گات‌های اوستا با عناوین «زرتشت و ترانه‌های شادمانی» و «ارابه‌ران خورشید» از این قلم منتشر و به چاپ‌های متعدد رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...