ایرنا- چهار ناشر بزرگ از کتابخانه دیجیتال «اینترنت آرکایو» به جرم نقض حق تالیف یا قانون کپی رایت شکایت کردند.

شکایت ازکتابخانه دیجیتال به جرم نقض حق‌تالیف بروستر کال (Brewster Kahle)

به گزارش ورج، پروژه کتابخانه آزاد (Open Library) اینترنت آرکایو که از سال ۲۰۰۶ میلادی آغاز به کار کرد به کاربران اجازه به امانت گرفتن نسخه اسکن شده از کتاب‌های چاپی را می‌دهد.

سازوکار این سرویس براساس نظریه امانت‌دهی دیجیتال کنترل شده یا CDL است که تعداد دفعاتی را که یک نسخه اسکن شده می‌تواند همزمان به امانت گرفته شود، محدود می‌کند.

با راه‌اندازی کتابخانه اضطراری ملی آمریکا (National Emergency Library) که در پاسخ به بحران همه‌گیری کرونا در جهان فهرست انتظارها برای دسترسی به منابع این آرشیو را به حال تعلیق درآورد، دامنه این پروژه نیز گسترش پیدا کرد و دسترسی آنی و فوری به همه کتاب‌های اسکن شده برای کاربرانی که حساب کاربری داشتند، ممکن شد.

از آنجایی که در این پروژه کتاب ها به جای آن که در نسخه دیجیتال خریداری شوند، از روی نسخه چاپی اسکن گرفته می‌شوند، کتابخانه آزاد هیچگاه با ناشرین آثار وارد توافقنامه صدور جواز نمی‌شود.

با این حال، انتشارات‌هایی چون هچت، پنگوئن رندوم هاوس، وایلی و هارپرکالینز اعتقاد دارند که تمامیت این پروژه در نقض حق تالیف یا کپی راست است. در دادخواست این ناشران علیه اینترنت آرکایو آمده است: اینترنت آرکایو بدون هیچ مجوزی و بدون آن که حق نویسنده یا ناشر را پرداخت کند، نسخه‌های چاپی را اسکن کرده و نسخه‌های غیرقانونی اسکن شده را در سرورهای خود بارگذاری می‌کند. هر کاربری در اینترنت می‌تواند تنها با چند کلیک نسخه کامل کتاب‌های مشمول قانون کپی رایت را به صورت دیجیتال دریافت کند.

نارضایتی نویسندگان و ناشران درباره سازوکار کتابخانه آزاد، سابقه‌ای طولانی دارد.

در ماه آوریل (فروردین-اردیبهشت)، انجمن نویسندگان آمریکا نیز با انتشار یک نامه سرگشاده به این معضل اشاره کرد. در متن این نامه آمده بود: «شما اسکن و توزیع غیرقانونی کتاب‌ها را در پشت تظاهر به این که با گشاده‌دستی امکان دسترسی مردم به آنها را فراهم می‌کنید، پنهان می‌کنید. اما انتشار چیزی که به شما تعلق ندارد، مصداق دزدی است و هیچ چیز سخاوتمندانه‌ای در این باره وجود ندارد».

بروستر کال (Brewster Kahle) بنیانگذار کتابخانه دیجیتال اینترنت آرکایو در واکنش به این شکایت‌نامه آن را ناامیدکننده خواند و گفت: اینترنت آرکایو به رسم دیگر کتابخانه‌ها، کتاب دریافت می‌کند و به امانت می‌گذارد و با این کار از ناشرین، نویسندگان و خوانندگان حمایت می‌کند. تحت پیگرد قراردادن کتابخانه‌ای که نسخه دیجیتال حفاظت شده از کتاب ها را امانت می‌دهد آن هم در شرایطی که مدارس و کتابخانه‌ها تعطیل هستند، به سود هیچکس نیست.    

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...