آرشیو شخصی استیون هاوکینگ شامل بیش از 10 هزار صفحه و دارایی‌ها و یادگارهای شخصی او می‌شود برای حفظ و نگهداری مادام‌العمر از سوی دانشگاه کمبریج خریداری شد.

استیون هاوکینگ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، آرشیو کامل استیون هاوکینگ، دانشمند کیهان‌شناس انگلیسی که شامل مقالات، نامه‌های شخصی دوران کودکی، یادداشت‌های دانشجویی و پژوهش‌های او درباره سیاه‌چاله‌ها می‌شود، توسط موزه و کتابخانه دانشگاه کمبریج خریداری شد. این آرشیو 10هزار صفحه‌ای به علاوه دارایی‌های شخصی او قرار است به صورت مادام‌العمر در کتابخانه دانشگاه کمبریج نگهداری شود.

همچنین قرار است با بازسازی دفتر کار هاوکینگ در موزه علم (لندن) در سال آینده برخی از این اسناد ارزشمند و دارایی‌ها در معرض نمایش عموم قرار بگیرد.

لوسی تیم و رابرت هاوگینگ، دو فرزند دانشمند انگلیسی گفته‌اند «عمیقا خوشحال هستیم از اینکه میراث و خاطرات زندگی او برای نسل‌های آینده محفوظ خواهد شد. پدر ما بر این باور بود که هر کسی باید شانس تعامل با علم را داشته باشد و علم در دسترس جمعیت گسترده‌تری از انسان‌ها از قشرهای مختلف و نه فقط نخبگان قرار بگیرد و حتی حضور او در شوهای تلویزیونی مختلف برای شکستن این موانع و مرزها بود.»

این آرشیو همچنین شامل مجموعه عظیمی از عکس‌های هاوکینگ با شخصیت‌هایی چون پاپ فرانسیس، بیل کلینتون و هیلاری کلینتون است که البته برخی از موارد شخصی‌تر مانند نامه استیون هاوکینگ 6 ساله در سال 1948 به پدرش را نیز دربرمی‌گیرد.

در این نامه کودکانه -که چند خط‌کشی نامنظم را بر خود دارد- استیون 6ساله برای پدرش داستانی درباره دزدان دریایی - که در حال بارگیری گنج هستند- نوشته و با علامت بوسه و آغوش آن را به پایان رسانده است.

پسر هاوکینگ که خودش به تازگی این نامه را دیده درباره آن گفته «این نامه بسیار شبیه به نامه‌هایی است که من هم برای پدرم در سنین کودکی می‌نوشتم و گویی این نامه‌نگاری نسل به نسل ادامه داشته و نشان دهنده روابط بسیار خوب پدرم با پدربزرگم بوده که من تازه متوجه‌اش شده‌ام.»

نکته دیگری که از این نامه‌ها می‌توان فهمید، این است که دست خط هاوکینگ بعد از تشخیص بیماری نادر او در سال 1963 بدتر شده است و هر چه تاریخ نامه‌ها جلوتر رفته، خطاهای موجود در نامه‌ها و جای لکه‌های مرکب نیز بیشتر شده است.

اما کاغذهای مربوط به پژوهش‌های او از بالاترین جذابیت در میان این اسناد برخوردار هستند که نشان از نحوه عملکرد ذهن منحصر به فرد هاوکینگ، طبقه‌بندی اصلاحیه‌ها و تغییر در باورهای او در طی زمان دارند.

پروفسور پل شلارد، همکار هاوکینگ در دانشگاه کمبریج می‌گوید که مجموعه این مقاله‌ها تاثیر عمیقی روی فهم و درک ما از مفهوم زمان-فضا و جهان دارد و دیگران می‌توانند از چگونگی فکرکردن او درباره مشکلات ایده بگیرند.

این مجموعه همچنین حاوی یک نامه درخشان از پروفسور دنیس اسکیاما، استاد راهنمای هاوکینگ 22 ساله و فیزیکدان برجسته به پدر او با این مضمون است: «نظارت بر او کار بسیار لذت‌بخشی است. در وقع این من هستم که دارم از او می‌آموزم.»

گفتنی است که محتویات دفتر کار هاوکینگ شامل ویلچر، سنتز گفتار، مبلمان اداری و نیز سایر یادگاری‌های شخصی او به موزه علم لندن منتقل خواهد شد. به گفته مدیر این موزه «محیط‌های علمی به ندرت حفظ و نگهداری می‌شوند‌؛ اما با حفظ دفتر هاوکینگ نسل‌های آینده می‌توانند در دنیای یک فیزیکدان برجسته وارد شوند. دانشمندی که برای بازنویسی قوانین فیزیک جدید، قوانین پزشکی را به چالش کشید و قلب میلیون‌ها انسان از سراسر جهان را تسخیر کرد.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...