موسسه شرق‌شناسی پارسیان کاما مومبای هند کتابخانه‌ای با ۲۷ هزار جلد کتاب و دو هزار نسخه خطی دارد.

به گزارش مهر، پارسیان هند گروهی از زرتشتیان ایرانی‌تبار هستند که اغلب آنان در شبه ‌قاره هند زندگی می‌کنند. نیاکان آنها در سده دوم هجری پس از ایران به هند کوچ کرده‌اند و از این رو می‌توان آنان را نخستین جامعه مهاجر ایرانی به‌شمار آورد. نخست آنان در ایالت گجرات در کشور هندوستان مستقر شدند. در حال حاضر بیشترین جمعیت زرتشتیان در حدود ۶۹ هزار نفر در کشور هند زندگی می کنند و ۸۰ درصد آنها در شهر بمبئی و شهرهای ایالت مهارشترا ساکن هستند.

با وجود آنکه زرتشتیان در بمبئی اقلیت کوچکی هستند، اما از لحاظ اقتصادی این اقلیت بسیار مهم محسوب می‌شوند و بخش‌های عمده و مهمی از حوزه‌های علمی، صنعتی، اقتصادی هند را در اختیار دارند. در این بین موسسات و تراست‌های بسیار ثروتمند و منظمی از آن این گروه است  که می‌توان به تراست پارسی پنچایات و موسسه شرق شناسی کاما اشاره کرد.

موسسسه تحقیقاتی مشرق شناسی کاما در سال ۱۹۶۱ در شهر بمبئی و به یاد بود «خورشید جی رستم جی کاما» شرق شناس، معلم و اصلاح طلب اجتماعی راه اندازی شده است. هیات مدیره‌ای متشکل از پنج نفر به ریاست «منوچهر جی ان ام کاما» ـ رئیس روزنامه «بمبئی ساماچار» و عضو هیات امنای چندین موسسه خیریه ـ اداره این موسسه را عهده دار هستند. لازم به توضیح است که بودجه این موسسه از کمک های مردمی تامین می‌شود.

کتابخانه این موسسه یکی از منابع اصلی زرتشتیان محسوب میشود و علاوه بر ۲۷۰۰۰ جلدکتاب به زبان‌های انگلیسی، فارسی، گجراتی، آلمانی، فرانسوی و سایر زبان‌ها، دو هزار نسخه خطی به اوستا، سانسکریت و پهلوی نیز در این مجموعه نگهداری می‌شود. هر چند در این کتابخانه کتبی با موضوعات هندوئیسم، اسلام، سیک، سایر ادیان و همین طور مضامین کلی نظیر فلسفه، تاریخ، هنر، زبان شناسی، بیوگرافی و الهیات نیز یافت می‌شود، اما پایه و اساس موسسه بر دین زرتشت استوار شده است.

در این موسسه از نسخ خطی نیز نگهداری می‌شود. این کار با مساعدت انجمن ملی و عام المنفعه میراث هنر و فرهنگ از موسسات غیر دولتی انجام می‌گیرد. مراقبت از دست نوشته‌هایی به زبان پهلوی و نیز اوستا کار آسانی نیست چراکه بسیار قدیمی هستند. نگهداری از آنها به این صورت است که کارشناسان انجمن مذکور صفحات را تمیز می‌کنند و در کاغذهای مخصوص ژاپنی می‌پیچند و برای استفاده در کتابخانه همه را با هم صحافی می‌کنند.

 از دیگر فعالیت‌های موسسه مشرق‌شناسی کاما می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
- انتشار کتاب‌های مخصوص پارسیان
- کمک و حمایت از سمینار، نشست‌های علمی ، کنفرانس و کنگره‌های بزرگ زرتشتیان
- حمایت از طرح‌های مختلف بررسی و تبیین راهکارهای افزایش جمعیت پارسیان در هند
- برگزاری دوره‌های ویژه برای زبان آموزی و کارگاه‌های مختلف آموزشی

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...