بخش کودک و نوجوان کتابخانه‌ی ملی که به صورت‌آنلاین فعالیت می‌کند، به‌تازگی پنج کتاب هوشنگ مرادی کرمانی را برای استفاده‌ی نوجوانان فارسی‌زبان جهان روی سایت خود قرار داده است.

ایبنا: کتاب‌خانه‌ی ملی ایران پنج کتاب «خمره»، «قصه‌های مجید»، «نه تَر نه خشک»، «شما که غریبه نیستید» و  «مشت بر پوست» مرادی کرمانی را به‌صورت آنلاین منتشر کرده است.

این پنج کتاب از آثار مطرح «هوشنگ مرادی کرمانی» هستند که با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده‌اند.

نخستین کتاب‌خانه‌ی آنلاین(اینترنتی) کودکان و نوجوانان ایران 12 اردیبهشت امسال توسط بخش کودک و نوجوان سازمان اسناد و کتاب‌خانه‌ی ملی آغاز به‌کار کرد. این کتاب‌خانه به کودکان و نوجوانان اجازه می‌دهد در فضای وب، کتاب‌خانه شخصی بسازند و به‌صورت آنلاین کتاب بخوانند.

معرفی کتاب‌های برگزیده و امکان تبادل نظر درباره‌ی کتاب‌ها از  ویژگی‌های این کتاب‌خانه‌ی مجازی است.

کتاب‌خانه‌ی ملی کودکان و نوجوانان ایران در نخستین گام حدود هزار کتاب در فضای وب عرضه کرده که فارسی زبانان جهان به‌صورت رایگان می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

کودکان و نوجوانان امکان عضویت در کتاب‌خانه‌ی ملی را ندارند و این یکی از دلایل راه‌اندازی کتاب‌خانه‌ی ملی کودکان و نوجوانان روی فضای وب بوده است.

این کتاب‌خانه به نشانیwww.ketabkhanekoodak.ir قابل دسترسی است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...