پولاد امین | شهروند


شماری از کتاب‌خوان‌های ۶۷ کشور دنیا بهترین آثار ادبی جهان در ۱۲۵ سال گذشته را انتخاب کردند. در این نظرسنجی که توسط روزنامه نیویورک‌تایمز به انجام رسید، رمان‌های «کشتن مرغ مقلد» [To kill a mockingbird] نوشته هارپر لی، «ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه» نوشته جی. آر. آر. تالکین، «۱۹۸۴» اثر جورج اورول، «صد سال تنهایی» به قلم گابریل گارسیا مارکز و «محبوب» [Beloved] یا «دلبند» نوشته تونی موریسون [Toni Morrison] به عنوان بهترین کتاب‌های 125 سال گذشته انتخاب شدند.

محبوب» [Beloved] دلبند تونی موریسون [Toni Morrison]

آغاز ماجرا
ماجرا از اوایل پاییز امسال آغاز شد که مصادف بود با صدوبیست‌وپنج سالگی پیوست هفتگی «بوک‌ریویو»ی روزنامه نیویورک‌تایمز. در این تاریخ روزنامه نیویورک‌تایمز از خوانندگانش خواست بهترین کتاب‌های ۱۲۵ سال گذشته را انتخاب کنند. این نظرسنجی گسترده که با استقبال وسیع کتاب‌خوانان ۶۷ کشور مختلف جهان همراه شد؛ ابتدا به یک فهرست صد کتابه و در نهایت نیز به یک فهرست بیست و پنج کتابه منتهی شد که در فهرست اولیه نویسندگانی چون ارنست همینگوی، جان اشتین‌بک و ویلیام فاکنر هر کدام هفت کتاب داشتند و البته از نویسندگان محبوب دیگری چون ویرجینیا وولف، مارگارت اتوود و جیمز بالدوین نیز پنج کتاب در فهرست 100 کتاب برتر 125 سال اخیر وجود داشت.

در نهایت، بعد از انتخاب 25 نامزد نهایی، مرحله آخر نظرسنجی و رأی‌گیری با حضور بیش از ۲۰۰ هزار کتاب‌خوان از 67 کشور دنیا برگزار شد که در نهایت هم کتاب «کشتن مرغ مقلد» به عنوان برترین کتاب ۱۲۵ سال گذشته انتخاب شد. «ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه»، «۱۹۸۴»، «صد سال تنهایی» و «محبوب» یا «دلبند» نیز دوم تا پنجم شدند.

کشتن مرغ مقلد» [To kill a mockingbird] نوشته هارپر لی

کشتن مرغ مقلد
«کشتن مرغ مقلد» درباره وکیلی سفیدپوست که به‌رغم فضای نژادپرست پیرامونش وکالت مردی رنگین‌پوست را بر عهده می‌گیرد که به ناروا به جرم تعدی به یک زن سفیدپوست متهم شده است؛ بلافاصله پس از انتشار در سال ۱۹۶۰ میلادی به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها تبدیل شد و نظر مساعد منتقدان را به خود جلب کرد. این کتاب تأثیرگذار به اصل و ریشه‌های رفتارهای انسان از جمله معصومیت و تجربه، مهربانی و بی‌رحمی، عشق و نفرت و شوخ‌طبعی و ترحم می‌پردازد. شاهکار لی که در سال ۱۹۶۴ میلادی جایزه پولیتزر را نیز تصاحب کرده؛ تاکنون به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده و بیش از ۴۰ میلیون نسخه از آن در جهان به فروش رسیده است. فیلمی آمریکایی با بازی گریگوری پک و به کارگردانی رابرت مالیگان نیز در سال ۱۹۶۲ بر اساس این رمان ساخته شده ‌است که در سال ۱۹۹۵ در فهرست ملی ثبت فیلم قرار گرفته و همچنین در فهرست بزرگ‌ترین فیلم‌های آمریکایی تاریخ سینما نیز در رتبه بیست و پنجم قرار دارد.

ارباب حلقه‌ها
دومین رمان فهرست بهترین رمان‌های 125 سال اخیر به انتخاب خوانندگان نیویورک‌تایمز «ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه» است. رمانی به قلم جی.آر.آر تالکین که داستانش در سرزمین میانی می‌گذرد و در مورد ارباب تاریکی‌هاست که در جست‌وجوی حلقه یگانه‌ای‌ است که خود ساخته، ولی سال‌ها پیش در جنگ از دست داده و حالا از محل آن خبر ندارد.

«ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه» که ابتدا به عنوان دنباله‌ای بر کتاب کودکانه «هابیت» در سال ۱۹۳۷ آغاز شد، در نهایت تبدیل به اثری بسیار بزرگ‌تر شد. این کتاب که در 12 سال، از ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ نوشته شده ‌است؛ با فروش بیش از ۱۵۰ میلیون نسخه در جهان، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌هایی است که تاکنون نوشته شده و از آن به بعد هم بارها تجدید چاپ و حداقل به ۳۸ زبان ترجمه شده‌ است. محبوبیتی چنان گسترده که منجر به انتشار کتاب‌های متعددی در مورد تالکین و آثارش و البته ایجاد مراجع و جوامع متعددی از سوی طرفداران آثار تالکین شده ‌است. این کتاب همچنین الهام‌بخش آثار متعددی از جمله آثار هنری، موسیقی، فیلم، تلویزیون، بازی‌های ویدیویی و بازی‌های رومیزی بوده و به ایجاد و شکل‌دادن به ژانر فانتزی مدرن کمک کرده ‌است. معروف‌ترین اقتباس از این کتاب اما بی‌تردید سه گانه سینمایی پیتر جکسون است که از سال 2001 تا 2011 موفقیت‌های بی‌شماری به دست آورد که از جمله آنها می‌توان به ده‌ها جایزه اسکار اشاره کرد.

1984
رمان علمی- تخیلی ماندگار و تمثیلی جورج اورول درباره نظام‌های تمامیت‌خواه که در آن آینده‌ای به تصویر کشیده شده که آزادی‌های فردی و حریم خصوصی افراد به شدت توسط قوانین حکومتی پایمال می‌شود. جامعه‌ای که گناهکاران با کمترین جرمی اعدام می‌شوند و مردم تحت تاثیر و نفوذ حزب مجبور به نمایش تنفر نسبت به دشمن حزب هستند.

رمان «1984» که آشکارا نقدی بر جوامع کمونیستی در زمان جنگ سرد است؛ در سال 1949 نوشته و منتشر شده است. اورول که گفته می‌شود یک سوسیال دموکرات دوآتشه بوده، این رمان را با تلفیق نظام‌های استالینیستی و نازی نوشته است. دو فیلم نیز به نام‌های «۱۹۸۴» به کارگردانی مایکل اندرسون در سال ۱۹۵۶ و البته «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» به کارگردانی مایکل رادفورد در سال ۱۹۸۴ با اقتباس از این رمان ساخته شده ‌است.



صد سال تنهایی
«صد سال تنهایی» رمانی به زبان اسپانیایی نوشته گابریل گارسیا مارکز است درباره زندگی شش نسل خانواده بوئندیا که نسل اول آنها در دهکده‌ای به‌نام ماکوندو ساکن می‌شود. این رمان که به عنوان آغازگر رئالیسم جادویی شناخته می‌شود، چاپ نخستش در سال ۱۹۶۷ در آرژانتین با تیراژ ۸۰۰۰ نسخه منتشر شد و در همان هفته نخست کاملا به فروش رفت تا موفقیت‌های بی‌سابقه این رمان تحسین‌شده کلید خورده باشد.

در سال‌های بعدی بیش از ۳۰ میلیون نسخه از «صد سال تنهایی» در سراسر جهان به فروش رفت و به بیش از ۳۰ زبان نیز ترجمه شده‌ است. جایزه نوبل ادبیات ۱۹۸۲ نیز به گابریل گارسیا مارکز به خاطر خلق این اثر تعلق گرفت تا «صد سال تنهایی» یکی از موفق‌ترین رمان‌های تاریخ لقب گرفته باشد. با این حال گابریل گارسیا مارکز تا آخرین روز زندگی‌اش با ساخت فیلمی بر اساس این رمان موافقت نکرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...