"دختر سوم" داستانی دیگر از "آگاتا کریستی" با شخصیت "هرکول پوآرو" است منتشر شد.

به گزارش ایبنا، "دختر سوم" داستانی است که شروع عجیبی دارد؛ مراجعه یک دختر به پوآرو برای اقرار به ارتکاب قتل. در این داستان شخصیت دیگر کریستی که یک نویسنده بانو به نام آدریان الیویاست حضور دارد، کاراکتری که به نوعی نماد بیرونی خود کریستی است.

در این داستان راوی همیشگی پوآرو، یعنی هستینگز وجود ندارد و قصه به صورت سوم شخص و آن طور که باید ویژگی داستان‌های معمایی پلیسی باشد؛ به گونه دانای محدود روایت می‌شود.

دختر سوم از معدود داستان‌های کریستی است که تاکنون در کشور ترجمه نشده و این کتاب اولین نسخه فارسی آن است که برگردان "مهتاب بخارایی" را دارد.

این کتاب به شمارگان سه هزار نسخه و بهای 24 هزار ریال توسط نشر هرمس منتشر شده است.  سرو غمگین، شیطان زیر آفتاب، پنج بچه خوک، سیزده نفر سر میز شام و قتل راجراکروید کتاب‌هایی از سری پوارو هستند که تاکنون در ایران منتشر شده‌اند.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...