رمان «بخشنده ستارگان» [The giver of stars] اثر جوجو مویز [Jojo Moyes] در کمتر از یک هفته پس از انتشار خود چاپ دومی شد.

بخشنده ستارگان یا ستاره بخش [The giver of stars] اثر جوجو مویز [Jojo Moyes]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آموت یک هفته پس از انتشار رمان «بخشنده ستارگان» اثر جوجو مویز این اثر را برای دومین بار چاپ و روانه کتاب‌فروشی‌ها کرد.

رمان «بخشنده ستارگان» داستان چند زن است که با هم عهد می‌بندند تا به مردمی که تا به حال کتاب نخوانده‌اند، کتاب برسانند و آن‌ها را با دنیایی ناشناخته آشنا کنند اما در این راه مردانی، عاشق این زنان می‌شوند و ماجراهایی برای آنها اتفاق می‌افتد.

«بخشنده‌ی ستارگان» به گفته ناشر آن داستان زنانی است که می‌دانند فقط باید به خود تکیه کنند و روی پای خود بایستند. زنان قهرمانی که با شور و حال و عشق خود در برابر جامعه‌ی مردسالار می‌ایستند و کوتاه نمی‌آیند و می‌کوشند به حقوقی برابر دست یابند. آن‌ها به حقارت تن نمی‌دهند و می‌کوشند دوشادوش مردان قدم بردارند و به جایگاه واقعی خود برسند. این زنان قهرمان راه خود را در زندگی می‌یابند و بی‌آنکه مرد را از زندگی خود حذف کنند یا با آن‌ها ستیزه‌جویی داشته باشند، به استقلال فکری می‌رسند و در اوج خودباوری و برابری‌طلبی، دل به مردها می‌بندند و می‌دانند برای رسیدن به تکامل می‌بایست راه عشق‌ورزی در پیش بگیرند.

جوجو مویز، متولد ۱۹۶۹ لندن، روزنامه‌نگار انگلیسی است که از سال ۲۰۰۲ شروع به نوشتن رمان‌های عاشقانه کرد. او تنها نویسنده‌ای است که دو بار برنده‌ی جایزه‌ی رمان عاشقانه‌ی سال شده است و آثارش به اغلب زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه شده‌اند.

رمان «بخشنده ستارگان» نوشته «جوجو مویز» و ترجمه «مریم مفتاحی» در چاپ دوم در ۵۶۰ صفحه و به قیمت ۶۵,۰۰۰ هزار تومان از سوی نشر آموت به چاپ رسیده است.

[این رمان برای نخستین بار با عنوان «ستاره‌بخش» با ترجمه‌ی شبنم اسماعیلی توسط انتشارات میلکان در سال ‏‫۱۳۹۸ منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...