مترجم کتاب «بت‌شکن» [الخارجون من‌الماء] می‌گوید: این کتاب روایتی نفس‌گیر از فرار محمد طوق انقلابی بحرینی از زندان‌های آل خلیفه است که تلاش دارد تنها گوشه‌ی از جنایت‌های حکومت بحرین را به گوش دنیا برساند.

بت‌شکن» [الخارجون من‌الماء]  محمد طوق کمال السید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ بحرین در فوریه و مارس 2011 شاهد حضور گسترده معترضانی بود که با تظاهرات خویش، خشم خود را نسبت به ساختار سیاسی و سیاست‏‌های تبعیض‌آمیز دولت آل‌خلیفه اظهار کردند. این اعتراضات که غالب آن‏ها از میان اکثریت شیعه‏ مذهب بحرین برمی‌خیزد، سابقه دیرپایی در این کشور دارند و حداقل به دو دهه قبل بازمی‌گردند. با خروش موج ناآرامی‌ها در کشورهای شمال آفریقا نظیر مصر و لیبی و تونس، جنبش مردم بحرین نیز جان تازه‌ای گرفت و این‌بار در مقیاسی وسیع‌تر و به‏ سرعت همه کشور و به‌ویژه پایتخت بحرین، شهر منامه، را در برگرفت. رژیم غاصب آل خلیفه که از اقلیت سنی مذهب بحرین است سالهاست که به کشتار و قتل مردم مظلوم این کشور پرداخته است.

این روزها رژیم آل خلیفه در بحرین علاوه بر ترور، اعدام، شکنجه و زندان اولا سعی و تلاش فراوان برای از بین بردن تاریخ مقاومت شیعیان در بحرین دارد که همواره در این سرزمین آزادانه زیسته و زیر بار ظلم و ستم سر خم نکرده‌اند و از سوی دیگر با به کارگیری افسران اطلاعاتی مزدور علی‌الخصوص از نظامیان فراری رژیم بعثی صدام تلاش بی‌امانی را برای دستکاری جمعیتی و مذهبی صورت داده است. مشابه همان تلاش‌هایی که رژیم صهیونیستی در دهه‌های80 و 90 میلادی قرن بیستم صورت داد.

«بت شکن» یکی از تازه‌ترین کتاب‌های انتشارات کتابستان است که برای عرضه در سی و سومین نمایشگاه بین‌الماللی کتاب تهران منتشر شده است. کتابی نوشته کمال السید که روایتی نفس‌گیر از لحظه به لحظه فرار محمد طوق انقلابی بحرینی از زندان‌های بحرین است.این کتاب روایتی از مبارزات عاشورایی شیعیان بحرین است. داستانی پیرامون قهرمانانی مبارز و واقعی که مبارزات دلیرانه و عظیمی را در این سال‌ها علیه این ظلم و ستم آشکار ترتیب دادند و در این میان هزینه‌های سنگینی هم پرداخت کردند. زندان و شکنجه و شهادت.

فاطمه آبگون مترجم این اثر به تسنیم می‌گوید:‌ «محمد طوق» جوانی است بحرینی که از 19 سالگی با ارادتی که به شخصیت‌های کربلا دارد، در انقلاب بحرین و تظاهرات‌ها شرکت می‌کند تا اینکه تبدیل به یک قهرمان می‌شود، این کتاب سرگذشت یک انسان و دوستان شهیدش است، او دو بار به ایران و کشورهای عربی سفر می‌کند، اولین بار در حین فرار از طریق دریا به بندر دیر در بوشهر می‌رسد. مسبر دریا را 6 ساعته طی می‌کند و بعد 17 ساعت در مسیر است تا به شهر قم برسد،‌ قم پناهگاه بحرینی‌هاست. بعد از مدتی مجدداً دلتنگ دوستانش در بحرین می‌شود،‌ از راه کشور عربستان سعودی وارد بحرین می‌شود. بعد از ورود طی عملیاتی دستگیر و مورد شکنجه‌های وحشیانه قرار می‌گیرد،‌ که لحظه به لحظه این شکنجه‌ها را روایت می‌کند.

وی ادامه می‌دهد:‌ این ماجرا ادامه دارد،‌ تا اینکه به زندان مرکزی بحرین وارد می‌شود،‌ آجا با فردی بنام رضا الغسره که به اعتقاد نویسنده قهرمان اصلی کتاب است‌، آشنا می‌شود،‌ الغسره هوش سرشاری دارد و نقشه فرار 8 زندانی را می‌کشد،‌ بعداد تعداد به 10 نفر می‌رسد و این 10 نفر در شرایط امنیتی شدید از زندان فرار می‌کنند و محمد طوق مجددا به ایران پناه می‌آورد. اما الغسره در حین سفر به ایران دستگیر و شهید می‌شود.

آبگون ادامه می‌دهد: در بخش‌های دیگر این کتاب محمد طوق درباره انقلاب مردم بحرین صحبت می‌کند‌، اینگه چگونه حکومت غاصب برخی از انقلابیون را از راه به‌در می‌کند. محمد طوق در زندان هم با بت درونش مبارزه می‌کند و هم با حکومت غاصب بحرین. در بحرین جنایت‌های زیادی اتفاق افتاده که در دنیا کمتر شنیده شده است،‌ این کتاب گوشه‌ای از این جنایت‌ها را برملا می‌کند.

سید مرتضی السندی، رهبر مقاومت بحرین نیز درباره این کتاب گفته است:‌ بحرین جزیره‌ای در خلیج فارس است که در آن جنایت‌های زیادی اتفاق افتاده است. ولی مردم ایران نمی‌دانند که آنجا چه اتفاقاتی افتاده است. صدای ما به جهان نمی‌رسد. یکی از ابزارهایی که می‌خواهیم صدای‌مان به گوش همه برسد همین کتاب «بت شکن» است.محمد طوق دو بار از بحرین خارج شد اما یکبار مجدد قاچاقی به بحرین بازگشت. بعد از مراجعت دستگیر و شکنجه‌های زیادی شد. او مجبور شد به اتهاماتی که به او منتسب می‌کردند و جنبه تهمت داشت اعتراف کند. روزی تصمیم گرفت از زندان فرار کند و در شرایط امنیتی شدید موفق به این کار شد.

انتشارات کتابستان معرفت این کتاب را در 312 صفحه به قیمت 110 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...