کتاب «شریعت، سلطنت و طریقت در دوره قاجار» نوشته سمیه ارغیانی به همت انتشارات زحل به چاپ رسید.

شریعت، سلطنت و طریقت در دوره قاجار» نوشته سمیه ارغیانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مؤلف در این اثر با نگاه تحلیلی به رابطه سه نهاد مهم در دوره قاجار یعنی: شریعت، سلطنت و طریقت، پرداخته است. طبق این تحلیل، در دوره دو شاه اول، یعنی آقا محمدخان و فتحعلی شاه، گفتمان شریعت بر طریقت غلبه داشته و در دوره محمد شاه گفتمان طریقت بر شریعت غلبه کرده است.

درباره مناسبات سه نهاد فوق، مولف سه تحلیل ارائه می‌دهد:
۱. گفتمان شریعت با سلطنت که خود در دو بخش گفتمان قدرت محور_از سوی علما_ و گفتمان تمکین محور _از سوی پادشاه_ اعمال شده است.
۲. گفتمان طریقت با سلطنت که در دو بخش گفتمان ارادت محور _ از سوی پادشاه_و گفتمان ولایت محور _ از سوی صوفیان_ است.
۳. گفتمان شریعت با طریقت که این مهم نیز با دو هدف گفتمان تکفیر محور و گفتمان تایید محور صورت پذیرفته است.

در فصل آخر نیز بیان شده است که جریان شیخیه با استفاده از گفتمان «معنا محور» با نهاد سلطنت رفتار می‌کرد، که البته در یک چرخش مفهومی تبدیل به گفتمان «مهدویت محور» گردید. رفتار نهاد سلطنت با هر یک از نهادها یا جریان‌های فکری، عامل قدرت‌گیری و در نتیجه گسترش و غلبه آن گفتمان شده است. از این رو هر نهاد یا جریان فکری سعی در نزدیک شدن به اهرم قدرت یعنی «نهاد سلطنت» داشته است.

ارتباط گسترده‌ نهاد شریعت با سلطنت که از دوره‌ صفوی شروع شده بود، در ایران عصرِ قاجار نیز ادامه داشت. در این دوره – یعنی از سلطنت آقامحمد خان تا پایان حکومت محمدشاه – علاوه بر نهاد شریعت، طریقت و نیز به‌صورت محدود، اسماعیلیه، تلاش کردند تا با نهاد سلطنت مرتبط شده و از این رهگذر، گفتمان غالب را شکل دهند؛ از سوی دیگر، گرایش فکری شیخیه، نیز سعی در ارتباط با دربار و کسب قدرت معنوی داشت. لذا مشاهده می‌شود که نهاد شریعت با گفتمان «قدرت محور» با نهاد سلطنت مواجه می‌شود و نهاد تصوف با گفتمان «ولایت محور» برخورد می‌کند؛ شیخیه نیز از گفتمان «معنا محور» استفاده می‌کند که در یک چرخش مفهومی، تبدیل به گفتمان «مهدویت محور» می‌شود.

در قبال این گفتمان‌ها نیز، دربار رویه‌ خاصی در پیش می‌گیرد و برخی را به لطف می‌پذیرد و برخی را به قهر می‌راند. در واقع، این رفتار نهاد سلطنت با هریک از نهادهای بررسی شده، عامل قدرت‌گیری و در نتیجه گسترش آن می‌گردد و رویکردِ گفتمانیِ نهاد غالب را با دیگر نهادها مشخص می‌کند.

انتشارات زحل کتاب «شریعت، سلطنت و طریقت در دوره قاجار» نوشته دکتر سمیه ارغیانی را در 151 صفحه به بهای 100 هزار تومان به چاپ رساند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...