تنبیه، در آخرین مرحله رفتاری قرار داشت که شامل مواردی چون تغییر در چهره، تجسم عمل با تشبیه، کاهش ارتباط عاطفی و توبیخ و سرزنش بوده و هرگز از تنبیه بدنی استفاده نمی‌کرد.

به گزارش خبرآنلاین، «سیره رسول خدا (ص) با همسران» به همت زهرا عبداللهی از سوی نشر معارف در 232صفحه و با قیمت 3900 تومان منتشر شد. این کتاب در شش فصل همراه با کتابنامه تدوین شده است.

«سیره رسول خدا (ص) اسوه قرآنی، شناخت همسران پیامبر و دلایل تعدد زوجات، سیره آموزشی رسول خدا (ص) با همسران، سیره تربیتی رسول خدا (ص) با همسران، سیره اخلاقی رسول خدا (ص) با همسران و سیره سیاسی ـ اجتماعی رسول خدا (ص) با همسران».

آنطور که ناشر توضیح داده، سیره رسول خدا (ص) در ابعاد مختلف، اسوه و الگو برای همه است. سیره فردی، اجتماعی و اخلاقی آن حضرت، می‌تواند ما را در زندگی روزمره کنونی رهنمون به سوی خیر باشد.

از طرفی بسیاری از مشکلات و ناهنجاری‌های امروز جامعه ما دوری از آموزه‌های واقعی و سیره اصیل نبوی است. هر چه ما به سیره رسول خدا (ص) رجوع کنیم، بسیاری از مشکلات ما رفع خواهد شد. بخشی از سیره نبوی رفتار ایشان با زنان و به ویژه همسرانشان است. آشنایی با رفتار خانوادگی و سیره آن حضرت، می‌تواند بهترین الگو برای علاقمندان و خانواده‌ها باشد تا به وسیله پیروی از آن، بتوانند خانواده‌ای سالم داشته باشند و با آرامش کامل، برای رسیدن به کمال انسانی تلاش نمایند.

در صفحه یازده کتاب می خوانیم: «آن بزرگوار در برخورد با همسران از روش‌های محبت، سعه صدر، موعظه و نصیحت، تشویق، تذکر، تغافل و تنبیه استفاده می‌کرد. البته تنبیه، در آخرین مرحله قرار داشت که شامل مواردی چون تغییر در چهره، تجسم عمل با تشبیه، کاهش ارتباط عاطفی و توبیخ و سرزنش بوده و هرگز از تنبیه بدنی استفاده نمی‌کرد.

رسول خدا (ص) با توجه به جایگاه بلند خانواده در اسلام و تأثیر به سزای مسائل اخلاقی در حفظ این کانون مقدس به نکات اخلاقی توجه فراوانی داشت. حضرت، نه تنها خود با مدارای کامل با همسران، برخورد داشت، بلکه دیگران را نیز به رعایت این مسئله اخلاقی سفارش می‌کرد.»

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...