کتاب «سرآغازهای آگاهی» [The roots of consciousness] نوشته جفری میشلاو [Jeffrey Mishlove] با ترجمه محمدرضا غفاری توسط انتشارات جهان کتاب منتشر و راهی بازار نشر شد.

«سرآغازهای آگاهی» [The roots of consciousness] نوشته جفری میشلاو [Jeffrey Mishlove]

به گزارش مهر، کتاب «سرآغازهای آگاهی» که با همکاری ۱۳۰ دانشمند و پژوهشگرتهیه شده است؛ یازدهمین‌ عنوان از مجموعه «دانش و فن برای همه» است که جهان کتاب چاپ می‌کند.

این‌کتاب دربرگیرنده یک‌دانشنامه مرجع درباره آگاهی‌پژوهی و پدیده‌های فراطبیعی است. در این‌دانشنامه بحث درباره پدیده‌های فراروانی و فراطبیعی است و جفری میشلاو نخستین فردی است که در آمریکا، در رشته فراروان‌شناسی دکترا گرفته است. رساله دکتری او درباره سیستم‌های تکوینی فراروانی بود که پس از بازبینی در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و روش‌های آموزش توانایی‌های فراروانی بعضی مدعیان را بررسی و ارزیابی می‌کرد. میشلاو، همچنین یک روان‌شناس بالینی است.

دانشنامه پیش‌رو ۴ بخش اصلی دارد؛ بخش اول، تاریخچه آگاهی است، بخش دوم فرهنگ عامه و باور مردم درباره آگاهی‌پژوهی است. بخش سوم دربرگیرنده بررسی علمی آگاهی‌پژوهی و بخش چهارم هم شامل نظریه‌هایی در زمینه آگاهی‌پژوهی می‌شود. به بیان ساده، این‌کتاب، درباره تاریخچه، فرهنگ عامه و بررسی علمی آگاهی است.

پیش از شروع بخش‌های اصلی کتاب، این‌عناوین درج شده‌اند: فهرست، مقدمه مترجم، درباره نویسنده، پیشگفتار چاپ اول، پیشگفتار چاپ دوم با تجدیدنظر. پس از بدنه اصلی کتاب هم، پیوست اول با عنوان «نظریه‌ای در باب پدیده‌های فراروانی» آمده که عناوین «چشم‌انداز زیست‌شناختی»، «چشم‌انداز زیست‌شناختی»، «بوم‌شناسی آگاهی» و «چالش‌های در باب زیست‌شناسی آگاهی» را شامل می‌شود. دومین پیوست کتاب هم «حوزه عمل تلقین و تخیل» است.

اولین بخش کتاب، شامل این‌عناوین اصلی می‌شود: سنت‌های آئین شمنی، بین‌النهرین باستان، هند باستان، چین باستان، یونان باستان، روم باستان، یهودیان باستان و مسیحیان نخستین، حکمت هرمسی، آگاهی‌پژوهی در اسلام، آگاهی‌پژوهی در سده‌های میانه، آگاهی‌پژوهی در دوره نوزایی فرهنگی (رنسانس)، دوران روشنگری.

در دومین بخش هم این‌عناوین تدوین شده‌اند: بررسی علمی طالع‌بینی، برون‌فکنی ستاره‌ای (مثالی) و تجربه‌های خارج از بدن بودن، شفا دادن، ارتباط با موجودات هوشمندتر، زندگی در مرگ مرگ در زندگی، اثر نیروهای غیرمتعارف ذهن بر ماده، کاربرد نیروهای فراروانی، برخی تفکرات پایانی در باب فرهنگ عامه.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

اشارات و تلمیحات برون‌فکنی ستاره‌ای، به‌ویژه در متون بودائی نانترایی که زیرمجموعه‌ای از آئین بودائی ماهایانا است، در تبت و بخش‌هایی از مغولستان به صورتی برجسته به چشم می‌خورد. می‌گویند چنین تجربه‌هایی نشانه‌ای از دل‌بستگی به بودا است. در سرزمین اصیل آئین بودا سنتی است که نه‌فقط پدیده‌های «تجربه‌های خارج از بدن بودن» (OBE) را پذیرفته است، بلکه از نظر فلسفی بر پایه حقایقی قرار گرفته که برای توده مردم دست‌یافتنی است.
مفهوم ویژه از «برون‌فکنی ستاره‌ای» می‌تواند به زمان فیثاغورس بازگردد که ادعا می‌کرد موسیقی افلاک را می‌شنود. فیثاغوریان (یا فیثاغورسیان) پذیرفته بودند که فواصل اجرام آسمانی از زمین به طریقی با فواصل موسیقایی مطابقت دارد. اگر «آگاهی» با کمک فلسفه تعالی یابد به سوی افلاک به پرواز درخواهد آمد و سرانجام به وحدت الوهیت دست خواهد یافت.
بعدها اصطلاحاتی مانند برون‌فکنی ستاره‌ای و تجربه خارج از بدن بودن به صورت وسیعی در تجربه‌های شهودی، پنهان‌بینی، رازگونگی و پدیده‌های فراروانی به کار گرفته شد. برای مثال، تجربه‌هایی که در سنت‌های رازگونه مورداستفاده قرار گرفت و تکامل یافت، موجب شد که شرکت‌کنندگان در این تجربه‌ها بر ترس از مرگ غلبه یابند. تجربه شهودی قدیس اوگوستین که قبلاً از آن ذکری به عمل آمد، مثال دیگری از این نوع است.

این‌کتاب با ۴۱۶ صفحه مصور، شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...