کتاب «زرتشت چه گفت؟» شناختی نو از فرهنگ ایران است که به همت نشر مروارید منتشر شده است.

زرتشت چه گفت (شناختی از فرهنگ ایران)» نوشته مهدی فریور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «زرتشت چه گفت (شناختی از فرهنگ ایران)» نوشته مهدی فریور به همت انتشارات مروارید با شمارگان ۳۳۰ نسخه و با قیمت ۱۴۵ هزار تومان در ۲۱۲ صفحه منتشر و روانه بازار شده است.

از دورترین زمان تا ظهور زرتشت، آثار و اسطوره‌های به جا مانده که نشان می‌دهد رابطه انسان زمینی و ایزد آسمانی چگونه بود و چرا این فرزانه باستانی به آن رابطه‌ها پشت کرد و طرحی نو در انداخت. این دگرگونی در باور دینی و اجتماعی، چندان بزرگ و ژرف است که مردمان پنداشتند خدا او را مامور کرده تا این تحول را در جهان دراندازد. در این کتاب کوشش شده تا درکی نزدیک به واقعیت از رهاورد زرتشت و اهمیت او در ذهن خواننده شکل گیرد. از این‌رو، زرتشت هم به مثابه پیامبر و هم، مانند هنرمند – فیلسوف بررسی شده است.

در پشت جلد کتاب آمده است:

این کتاب داستان ماست حاصل سی‌وچند سال مطالعه و گشتن در سراسر میهن و در میان همه اقوام و شنیدن و خواندن بسیاری از باورهای مردم است و به یک روایت محصول عشق ورزیدن با ایران و فرهنگ ایرانی کتاب زرتشت چه گفت شناختی نو از فرهنگ ایران است. کتاب زرتشت چه گفت؟ شناختی نو از فرهنگ ایران است که در شش بخش: روزگاران پیش از زرتشت، آیین زرتشت، کیش‌های کهن و ماندگار، مانی و مانویت، مزدک و آیین مزدکی، و عصر مسلمانی. نویسنده به‌ویژه کوشیده است تا در تألیفش درکی نزدیک به واقعیت از رهاورد زرتشت و اهمیت او در ذهن خواننده شکل بگیرد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...