کتاب «آمار اجتماعی: مدیریت داده‌ها، اجرای تحلیل‌ها، ارائه نتایج» [Social statistics : managing data, conducting analyses, presenting results] نوشته توماس جی. لینمن [Thomas John Linneman] و ترجمه احسان شاه‌قاسمی منتشر شد.

آمار اجتماعی: مدیریت داده‌ها، اجرای تحلیل‌ها، ارائه نتایج» [Social statistics : managing data, conducting analyses, presenting results] نوشته توماس جی. لینمن [Thomas John Linneman]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در معرفی سازمان انتشارات جهاددانشگاهی از این کتاب آمده است: این کتاب نخستین منبع درسی است که به شیوه دسترس­‌پذیر، هم تکنیک‌های کلاسیک و هم تکنیک‌های امروزی را پوشش می‌دهد؛ این کتاب، دانشجوی جوان را درگیر کار می‌کند و به جای ترساندنش از این گستره وسیع تکنیک­‌ها، به او انگیزه می‌دهد.

این اثر تلاش کرده به دانشجویان نشان دهد پژوهشگران چگونه از آمار اجتماعی در جهان واقعی استفاده می‌کنند و آن‌ها چگونه باید همان‌طور که در دانشگاه و در محل کار از آن‌ها انتظار می‌رود، تحلیل خودشان را انجام بدهند و ارائه کنند.

کتاب حاضر دانشجویان را در کل فرآیند پژوهش آماری راهنمایی می‌کند: از کار روی داده‌ها تا آماده کردن داده‌ها برای تحلیل، اجرای تحلیل (هم به صورت دستی و هم با اس‌پی‌اس‌اس) و حرکت از برونداد خام اس‌پی‌اس‌اس تا ارائه حرفه‌ای نتایج. در پایان هر فصل نمایش‌های گرافیکی گام به گام اس‌پی‌اس‌اس آورده شده‌اند (که در وب سایت کتاب ویدئویی هم برای این بخش تهیه شده است) و سپس بخش‌های کوتاه «از برونداد تا گزارش» آمده‌اند که به دانشجویان می‌آموزند چگونه به شیوه‌ای روشن و قانع‌کننده نتایج خود را ارائه کنند.

کتاب «آمار اجتماعی: مدیریت داده‌ها، اجرای تحلیل‌ها، ارائه نتایج» مشتمل بر ۱۲ فصل و ۷۰۶صفحه و قیمت ۳۶۰ هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...