کودکان از طریق مشاهده و همکاری با دیگران در خانه، روستا، مزرعه، فضای شهری و محیط بازی می‌توانند بیاموزند و هر چه مشارکت کودکان در فرایند یادگیری بیشتر باشد در آینده بزرگسالانی کارآمدتر خواهیم داشت، این جان کلام کتاب «انسان شناسی یادگیری در کودکی» [The Anthropology of Learning in Childhood] است که تاکید دارد: کودکان باید در فرایند یادگیری مشارکت کنند.

انسان شناسی یادگیری در کودکی» [The Anthropology of Learning in Childhood]

سلسله مقالات کتاب «انسان‌شناسی یادگیری در کودکی» با ویراستاری دیوید لنسی قوم‌نگار، جان باک، انسان‌شناس تکاملی و سوزان گسکینز انسان‌شناس روانشناسی در پنج بخش «فهم پژوهش انسان‌شناسانه، یادگیری به مثابه فرایندی اجتماعی، یادگیری معانی فرهنگی، یادگیری امرار معاش و یادگیری در قرن بیست و یکم» چشم‌اندازهای متفاوت دیرینه‌شناسان، انسان‌شناسان فرهنگی، انسان‌شناسان تکاملی، زبان‌شناسان و دیگرانی که پیوند مشترک انسان‌شناسی دارند را با هدف تلفیق بازنمایی این سنتهای پژوهشی و یافتن مخرج مشترک آنها گردآورده است.

در این کتاب دیوید لنسی قوم‌نگار بر تجربه فردی فرهنگ پذیری و وجوه اشتراک و افتراق میان صورت و کارکرد کودکی در فرهنگهایی با ابعاد جغرافیایی و زمانی مختلف تاکید می‌کند، مطالعات جان باک، انسان‌شناس تکاملی بر این متمرکز می‌شود که محیط چگونه الگوی مبنایی انسان را شکل داده است و افراد چگونه در فرایند رشد به زمینه‌های اجتماعی، بوم‌شناسانه و فرهنگی خود واکنش نشان می‌دهند و هدف کار سوزان گسکینز انسان‌شناس روانشناسی تولید و بازتولید فرهنگ از طریق ساخت معنا از تجربه افراد بوده است.

اما در نهایت دیوید ف.لنسی، جان باک و سوزان گسکینز در این کتاب بر شش اصل توافق دارند: انسان در کودکی ظرفیت منعطف و قدرتمندی برای یادگیری دارد، فرهنگ اهداف و نتایج یادگیری را تعیین می‌کند، فرهنگ برای پیشبرد انتقال خود شامل ایده‌های قوام‌یافته در این باره است که کی و چگونه می‌توان از کودک توقع داشت رفتارها و مهارتهای باارزشی را فراگیرد که باعث موفقیتش می‌شود، یادگیری در فرایندهای اجتماعی جاسازی شده‌اند، کودکان همزمان در حال بودن و شدن‌اند و حین کنش هر لحظه‌شان با رفتاری متناسب سن خودشان در حال حرکت و سیر به سوی بزرگسالی نیز هستند و در نهایت اینکه کودکان باید در فرایند یادگیری نقشی فعال برعهده داشته باشند.

در مجموع، چشم‌اندازهای انسان‌شناسانه بیانگر این است که یادگیری در کودکی از راه مشارکت معنادار اجتماعی در دوره طولانی پیش از بلوغ رخ می‌دهد و اگر کودکان فعالانه در محیطهای روزمره مشارکت کنندگانی مولد در پی یادگیری باشند در طول زمان نیز به بزرگسالانی کارآمد بدل خواهند شد.

کتاب «انسان‌شناسی یادگیری در کودکی» با ویراستاری دیوید ف.لنسی، جان باک و سوزان گسکینز با ترجمه سید محمد بهروز را انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد در 392 صفحه رهسپار بازار کتاب کرده است.
دیوید ف. لنسی، انسان‌شناس و استاد باز نشسته‌ی دانشگاه یوتا، جان باک، استاد دانشگاه فولرتن و سوزان گسکینز، استاد روانشناسی دانشگاه ایلینوی است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...