کتاب «کد ۲۴: یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟» نوشته حبیب‌ احمدزاده توسط انتشارات سوره مهر به چاپ چهارم رسید.

کد ۲۴: یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟ حبیب‌ احمدزاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «کد ۲۴: یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟» نوشته حبیب‌ احمدزاده به‌تازگی توسط انتشارات سوره مهر به چاپ چهارم رسیده است.

این کتاب که حاصل هفت سال تحقیق حبیب احمدزاده محقق و نویسنده ایرانی است، آن‌طور که گفته می‌شود؛ در ابتدا با نام «گفتگو با سایه» چاپ شده بود اما پس از آن که در چاپ اول مورد اتفاق صاحبنظران موافق و مخالف هدایت و خانواده او قرار گرفت، با تغییر نام اولیه، از چاپ دوم به بعد، با نام «کد ۲۴» یا «بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟» عرضه شد.

حبیب احمدزاده دلیل این تغییر نام را تشابه اسم قبلی با بعضی کتب و همچنین فیلم ساخته شده از روی تحقیق این کتاب توسط خسروسینایی می‌داند و می‌گوید این‌اتفاق باعث سردرگمی خوانندگان در جستجوهای مجازی می‌شد و از سوی دیگر و مهم‌تر آنکه، انتخاب نام عدد (۲۴) سرنخ و کلید واژه‌ای است که خود صادق هدایت برای درک دقیق و بهتر کتابش در بخش‌های مختلف کتاب «بوف کور» به عنوان شاه کلید و رمزگشای اصلی به آن اشاره داشته است.

مولف در این‌کتاب، تنها دنبال شناخت نیت شخص هدایت از نگارش «بوف کور» و دیگر آثار اوست؛ نه به‌طور معمول برداشت‌های شخصی مخاطبان و یا محققان پس از خواندن. اکثر موافقان و مخالفان سرسخت هدایت درباره قبول تحقیق این‌کتاب به عنوان نوعی فصل‌الخطاب به اجماع رسیده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...